خلاف كردند در آن كه آيت در شأن كه آمد . عطاء بن يسار گفت عن أبي سعيد الخدرىّ كه : جماعتى منافقان در عهد رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفتندى : يا رسول اللَّه ! اگر غزايى باشد ، ما با تو بياييم . چون غزاى پديد آمدى تخلَّف كردندى و باز ماندندى ( 1 ) از رسول - عليه السّلام - و به آن تخلَّف و تأخّر شاد بودندى ، بيانش : فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّه وَكَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّه ( 2 ) . . . ، چون رسول - عليه السّلام - باز آمدى ، عذر آوردندى و تعلَّل كردندى كه ما را مانع فلان چيز بود ، چنان كه حق تعالى گفت : يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ ( 3 ) - الآية . آنگه به اين همه خواستندى ( 4 ) كه ايشان را همچنان حمد كنند كه مجاهدان را كه به جهاد حاضر بودند ، خداى تعالى در حقّ ايشان [ اين ] ( 5 ) آيت بفرستاد .
عكرمه گفت : آيت در فنحاص بن عازورا را آمد و أشيع و امثال ايشان از احبار جهودان كه ايشان شاد بودند به آن كه مردم را اضلال مىكردند و از مسلمانى باز مىداشتند ، و به آن كه مردم ايشان را با علم نسبت مىكردند و ايشان اهل علم نبودند ، فذلك قوله : * ( وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا ) * .
ضحّاك و سدّي گفتند : جهودان اهل مدينه بودند ( 6 ) ، نامه به جهودان يمن نوشتند كه : اين محمّد نه آن پيغمبر ( 7 ) است كه ما را گفتهاند كه به آخر زمان بيرون آيد . بر دين خود باشيد و مردم را رها مكنيد ( 8 ) كه در دين او شوند ، آنگه شادمانه بودند به آن كه كلمهء ايشان در كفر مجتمع بود ، و گفتند ( 9 ) : الحمد للَّه كه كلمهء ما مجتمع است و ما بر دين ابراهيمايم ( 10 ) ، و نبودند . خداى تعالى آيت در ( 11 ) ايشان فرستاد .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : باز ايستادندى .
( 2 ) . سوره توبه ( 9 ) آيهء 81 .
( 3 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 94 .
( 4 ) . اساس : خواستند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . مر كه .
( 7 ) . وز ، دب ، تب : پيغامبر .
( 8 ) . اساس : كنيد ، آج ، لب ، فق : مكنى ، مر : مگذاريد ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 9 ) . مر : گفتندى .
( 10 ) . مر و حال آن كه .
( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر شأن .