مجاهد گفت : جهودانند كه ايشان شاد بودند به تغيير و تبديل كه در تورات مىكردند ، و مىنمودند كه : اين از نزديك خداست و مىخواستند تا مردمان ايشان را بر آنچه نمىكردند و نمىدانستند حمد كنند .
حميد بن [ عبد الرّحمن بن ] ( 1 ) عوف گفت : مروان حكم مولايش را أبو رافع بنزديك عبد اللَّه عبّاس فرستاد و گفت : اگر چنان كه خداى تعالى عذاب خواهد كردن آن را كه شاد ( 2 ) باشد به آنچه نكند ( 3 ) يا خواهد كه او را حمد كنند بر آنچه نكرده باشد ، ما همه همچنينيم ، پس كيست كه از عذاب مسلَّم خواهد بودن ؟
عبد اللَّه عبّاس گفت : اين آيت را با ما اين ( 4 ) چه سبيل است ؟ اين ( 5 ) در شأن جماعتى ( 6 ) جهودان آمد كه رسول - عليه السّلام - چيزى از ايشان بپرسيد ، بخلاف راستى خبر دادند و نمودند كه : ما راست گفتيم . آنگه به آن كتمان و خلاف راستى شاد بودند و خواستند ( 7 ) تا ايشان را بر آن محال كه گفته بودند حمد كنند ، خداى تعالى آيت در ايشان فرستاد ( 8 ) .
قتاده و مقاتل گفتند : آيت در ( 9 ) جهودان خيبر آمد كه بنزديك رسول آمدند و گفتند : ما تو را مىشناسيم و مىدانيم كه تو پيغامبر خدايى ، و به تو ايمان داريم ، و راى ما موافق راى تو است . چون بيرون آمدند ، مسلمانان ايشان را حمد كردند . ايشان به آن شادمانه شدند ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد .
ابراهيم النّخعىّ گفت : جهودان جماعتى را برگ بكردند و به مدد رسول فرستادند ، آنگه به آن ( 10 ) شاد بودند ، و بر اين قاعده بخواند : « بما آتوا » ، أى بما اعطوا ، يعنى به آن نفقه كه كردند بر ايشان . و سعيد جبير خواند : « بما اوتوا » ، أى بما اعطوا ، حق تعالى گفت : ايشان را از عذاب رستگارى نبود و عذاب ايشان سخت بود .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . مر : شادمان .
( 3 ) . لب : مكند .
( 4 ) . مر : ندارد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : كه .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، جماعت .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر : و مىخواستند .
( 8 ) . مر : اين آيت فرستاد در شأن ايشان .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر شأن .
( 10 ) . مر ، تب : بر آن .