جماعتى اصحابان ( 1 ) گفت : كه خرد اين به درمى ؟ گفتند : اى رسول اللَّه اگر زنده بودى به اين عيب گوش بريدگى كس نخريدى ، فكيف كه مرده است . رسول - عليه السّلام - گفت : دنيا به نزديك خداى تعالى از اين خوارتر است . و امير المؤمنين - عليه السّلام - گفت : دنياى شما به نزديك من خوارتر از خفيدن ( 2 ) بزى است به نزديك خداوندش ( 3 ) .
زاهدى را گفتند : دنيا را وصفى كن . گفت : جمّة المصائب رنقة المشارب لا تمتّع صاحبا به صاحب . يك ديگر ( 4 ) را گفتند : دنيا را وصفى كن ، گفت :
أراها و ان كانت تحبّ كأنّها
سحابة صيف عن قليل تقشّع
و لاخر :
و التذّ ما اهواه و الموت دونه
كشارب سمّ فى إناء مفضّض
و حسن بصرى در وصف دنيا به اين تمثيل كردى ( 5 ) :
اليوم عندك دلَّها و حديثها
و غدا لغيرك كفّها و المعصم
و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت :
من سرّه ان يزحزح عن النّار و أن يدخل الجنّة فليأته منيّته و هو يشهد ان لا إله الَّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه ( 6 ) و يأتي الى النّاس ما يحبّ ان يؤتى اليه
، هر كه او خواهد كه او را از دوزخ دور كنند ( 7 ) و به بهشت رسانند ( 8 ) ، بايد كه چون مرگ به او آيد ، او گواهى دهد كه خداى يكى است و محمّد رسول اوست ( 9 ) ، و با مردمان آن كند [ 283 - پ ] كه خواهد كه به او كنند .
و ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : جاى تازيانه اى در بهشت بهتر است از همهء دنيا و هر چه در دنياست ، اگر خواهى بخوانى : * ( فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ ) * . قوله :
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : اصحاب .
( 2 ) . آج در حاشيه افزوده : خفيدن به معنى عطسه كردن باشد .
( 3 ) . دب : صاحبش .
( 4 ) . دب ، مر ، تب : يكى ديگر .
( 5 ) . تب شعر .
( 6 ) . آج ، لب ، فق و أن عليا وليه .
( 7 ) . اساس : كند ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . مر : به بهشت درآيد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر و على ولى اوست .