حق تعالى گفت : من هر چه از تو برداشتهام با تو دهم ، هيچ آدمى نباشد و الَّا او را در آن بقعه دفن كنند كه خاك او را از آن جا گرفته باشند ( 1 ) .
و روزى ابو هريره گورى نو ديد نهاده ، گفت : سبحان ( 2 ) آن خداى كه اين بنده را به اين تربت آورد كه او را از آن آفريد ، بيانش : مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ( 3 ) .
* ( وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ ) * ، يقال : وفّيته حقّه و توفّيته ، حق تمام به دادن باشد و استيفا تمام بستدن باشد . و « توفّى » عبارت از جان بستدن باشد براى آن كه پس از آن هيچ نماند . گفت : مزدهاى اينان تمام داده شود از خير و شرّ ، و اين دليل است بر آن كه جزا بر عمل باشد . * ( فَمَنْ زُحْزِحَ ) * ، أى أبعد و نحّى ، هر كه را از دوزخ دور كنند و به بهشت رسانند او به مراد خود ظفر يافته بود و از مكروه رسته ، و اين معنى فوز بود .
* ( وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ ) * ، و حيات دنيا الَّا متاع و برخوردارى غرور و فريفتن نيست ، براى آن كه : أوثق ما يكون بها يسلبها ، آنگه كه ( 4 ) واثقتر بود به آن ناگاهش از آن بربايند و دور كنند ، چنان كه فرمود : وَظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ . ( 5 ) بعضى دگر گفتند : « متاع الغرور » از ( 6 ) محقّران ( 7 ) است كه مردمان دارند و از آن بنگزيرد ( 8 ) ، چون ديگ و كاسه و چيزهاى بىقيمت سريع النّفاد و الهلاك .
عبد الرّحمن سابط گفت : كزاد الرّاعي ، و آن يك روزه باشد . حسن بصرى گفت : كخضرة النّبات و لعبة البنات ، چون سبزى گياه و بازى كودكان كه آن را حاصلى نبود . و خداى تعالى دنيا را به اين وصف كرد در سورة الحديد .
و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - به بزغالهء مردهء گوش بريده بگذشت با
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : گرفته باشد .
( 2 ) . اساس اللَّه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 3 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 55 .
( 4 ) . دب : آنكه ، آج در حاشيه آورده : آنچه كه ، مر : آن كسى كه .
( 5 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 24 .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : آن .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : محقّرات .
( 8 ) . دب : بنگزيرند .