ضحّاك گفت : كفّار قريشاند ، و مجاهد و ابن اسحاق گفتند : مراد منافقان مدينهاند ، و قوله : * ( وَلا يَحْزُنْكَ ) * ، نهى غايب است ، يعنى نبايد كه تو را دلتنگ كند آنان كه ايشان در كفر شتاب زدهاند ، يعنى حريصاند . * ( إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّه شَيْئاً ) * ، ايشان به خداى هيچ زيان نتوانند كردن به مسارعتشان در كفر و مظاهرتشان .
* ( يُرِيدُ اللَّه أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ ) * ، خداى تعالى مىخواهد تا ايشان را در آخرت حظَّى و بهره اى ندهد براى آن كه مستحقّ آن نهاند . اگر گويند : ارادت از ( 1 ) خداى تعالى كه تعلَّق دارد به عقاب ايشان دارد ، و آن به قيامت باشد ، و ارادت چون بر فعل مقدّم باشد عزم باشد و توطين النّفس ، و اين بر خداى روا نباشد ، گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه اين لفظ چنان كه صالح باشد حال را ، صالح باشد استقبال را . اين جا مراد استقبال است ، و المعنى سيريد اللَّه ، خداى تعالى خواهد در قيامت . و جواب ديگر آن است كه : مراد حكم است ، خداى تعالى مىخواهد تا حكم كند به آن كه ايشان را در قيامت ثوابى نباشد و عقاب باشد ايشان را ، و حكم در حال حاصل است آنچه به او تعلَّق دارد ارادت باشد . * ( وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ) * ، و ايشان را عذابى ( 2 ) عظيم باشد ، آيت وارد است مورد تسليت رسول - عليه السّلام ( 3 ) - از كفر ايشان و آن كه ايشان به آنچه مىكنند از مسارعت در كفر جز خويشتن را زيان نمىكنند ( 4 ) كه خويشتن را عقاب حاصل مىكنند و ثواب فوت مىكنند .
* ( إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالإِيْمانِ ) * ، آنان كه كفر به ايمان بخريدهاند ، يعنى بدل كردهاند . و متبايعين متبادلين باشند ( 5 ) كه هر يكى از ايشان اندك دارد ( 6 ) بدهد و آن كه صاحبش دارد بستاند ، به اين كه كردهاند خداى را هيچ زيان نكردهاند ، و إنّما زيان به خود كردهاند . و فرق از ميان « اساءت » و « مضرّت » آن است كه اساءت الَّا قبيح نباشد ، و مضرّت هم حسن باشد و هم قبيح ، چون مستحق باشد يا بر وجه لطف
هامش
( 1 ) . اساس و وز : كلمه به صورت « ان » هم خوانده مىشود .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق : عذاب .
( 3 ) . مر را .
( 4 ) . اساس كه خويشتن را زيان نمىكنند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق : باشد .
( 6 ) . آج ، لب ، فق آنچه دارد .