و أمّ سماك فلا تجزعي
فللموت ما تلد الوالدة
و قال آخر ( 1 ) :
اموالنا لذوى الميراث نجمعها
و دورنا لخراب الدّهر نبنيها
و قال آخر ( 2 ) :
و للمنايا تربّي كلّ مرضعة
و للخراب يجدّ النّاس بنيانا
و نشايد گفتن كه اين « لام » غرض باشد بر حقيقت ، براى آن كه ارادهء قبيح قبيح باشد ، و از حكيم اين غرض فاسد نكو نبود . و دگر آن كه بر اين اصل لازم آيد كه كافر مطيع باشد خداى را كه او آن كرده است كه خداى از او خواست . بعضى مفسّران گفتند : آيت در مشركان آمد ، و مقاتل و ضحّاك گفتند : آيت در بني قريظه و بنى النّضير آمده راوى خبر گويد كه ، يكى رسول را سؤال كرد و گفت :
يا رسول اللَّه ! أىّ النّاس خير ؟ قال : من طال عمره و حسن عمله ،
از مردمان كه بهتر است اى رسول اللَّه ! گفت : آن كه عمرش دراز بود و عملش نكو بود . گفت : از مردمان كه بتر است ( 3 ) ؟
گفت : آن كه عمرش دراز بود و عملش بد بود . رسول - عليه السّلام - گفت :
السّعادة كلّ السّعادة طول العمر في طاعة اللَّه
، نيك بختى و همهء نيك بختى درازى عمر باشد در طاعت خداى و آن كه عمل او بر عكس اين بود حال او بر خلاف اين بود ، چنان كه شاعر گويد :
چه خير است در دير ماندن كسى را
كه چندان كه ماند زيادت كند [ شرّ ] ( 4 )
و عبد اللَّه مسعود گفت : هيچ كس نباشد از برّ و فاجر الَّا و مرگ او را بهتر بود ، اگر برّ ( 5 ) بود از مشقّت تكليف برهد ، و اگر فاجر بود مردمان از بلاى او برهند ، آنگه ( 6 ) در حقّ برّ ( 7 ) اين آيت برخواند : نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّه وَما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ لِلأَبْرارِ ( 8 ) ، [ و ] ( 9 ) در حقّ
هامش
( 2 - 1 ) . تب شعر .
( 3 ) . دب ، مر ، تب : بدتر است .
( 4 ) . اساس : ندارد ، وز : شرم ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . مر : نيكوكار .
( 6 ) . دب حق تعالى .
( 7 ) . مر : نيكوكاران .
( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 198 .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .