نهاد خدا بر مؤمنان چون بفرستاد از ( 1 ) ايشان پيغمبرى از ايشان كه مىخواند بر ايشان [ آيات ] ( 2 ) ، و پاكيزه مىكرد ( 3 ) ايشان [ را ] ( 4 ) و مىآموزد ايشان را كتاب و حكمت و اگر چه بودند از اين پيش در گمراهى روشن .
چون برسد به شما مصيبتى كه برسانيديد ( 5 ) شما دو چندان گفتيد ( 6 ) چگونه است [ اين ] ( 7 ) بگو او ( 8 ) از نزديك شماست كه خداى بر همه چيزى قادر است .
و آنچه برسد به شما ( 9 ) آن روز كه به هم رسيدند آن دو گروه به علم ( 10 ) خداى بود و تا بدانند ( 11 ) مؤمنان را .
و بدانند ( 12 ) آنان را كه نفاق كردند و گفتند ايشان را بياييد تا كارزار كنيد در راه خداى يا باز داريد ( 13 ) ، گفتند اگر دانستمانى 1 « كارزارى ( 15 ) پسر وى كردمانى شما را ايشان به كفر آن روز نزديكترند از ايشان به ايمان ، مىگويند به دهنهايشان آنچه نيست در دلهايشان و خداى داند آنچه پنهان كنند ( 16 ) .
ايشان آنان كه گفتند برادرانشان ( 17 ) را و بنشينند اگر
هامش
( 1 ) . وز ، دب : در ، آج ، لب ، فق : در ميان .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد ، دب : آياتش .
( 3 ) . اساس : و پاك كرد ، با توجّه به وز و دب تصحيح شد .
( 4 ) . دب : برسانيدى .
( 5 ) . دب : گفتى .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و دب افزوده شد .
( 7 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : آن .
( 8 ) . آج ، لب ، فق در .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : پس به فرمان .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : تا ظاهر گرداند .
( 12 - 11 ) . آج ، لب ، فق : و ظاهر گرداند .
( 13 ) . دب : دارى / داريد .
( 14 ) . آج ، لب ، فق : دانستمى .
( 15 ) . آج ، لب ، فق را .
( 16 ) . وز ، دب : مىكنند .
( 17 ) . آج ، لب ، فق : برادران ايشان .