خداى و نيك و كيل است .
و برگشتند به نعمتى از خداى و افزونى ، نرسيد به ايشان بدى پسر وى كردند رضاى خداى [ را ] ( 1 ) و خداى خداوند فضل بزرگ ( 2 ) است .
آن ديو است كه مىترساند دوستانش را ( 3 ) ، مترسيد ( 4 ) از ايشان و از من بترسيد ( 5 ) اگر مؤمنيد .
قوله : * ( لَقَدْ مَنَّ اللَّه عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * ، حق تعالى گفت : منّت نهاد خداى - عزّ و جلّ - بر مؤمنان چون بفرستاد رسولى از ايشان به ايشان . مفسّران گفتند : آيت عام است به لفظ و خاص به معنى ، براى آن كه رسول - عليه السّلام - از عرب است به آن كه مبعوث است به كافّهء مردمان از عرب و عجم و روم و هند و ترك . و گفتهاند كه :
در عرب نيز تخصيصى هست براى آن كه اهل علم به انساب گفتند : هيچ قبيله و حىّ نيست از عرب و الَّا رسول را - عليه السّلام - به او نسبتى نيست ( 6 ) مگر بنى تغلب كه حق تعالى رسول را از ايشان نگاه داشت كه در ايشان اصرار بر نصرانيّتى ( 7 ) بود . و بعضى دگر گفتند : جمله مؤمنان را خواست ، و معنى آن كه گفت : * ( مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) * ، از ايشان بود به ايمان و شفقت ، نه به نسب ، چنان كه يكى از ما گويد : تو از منى و نفس منى ، بيانش : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ( 8 ) .
قوله : * ( يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه ) * ، آيات خداى بر ايشان مىخواند . اين صفت اوست و محلّ او نصبت است على صفة « رسولا » ، يعنى رسولا تاليا عليهم آياته مزكيّا لهم معلَّما لهم الكتاب و الحكمة ، و ايشان را تزكيه مىكند ( 9 ) . قولى آن است كه : ايشان را
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و دب افزوده شد .
( 2 ) . وز ، دب : بزرگى ، آج ، لب : خداى خداوند بخشايش تمام .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : مىترساند شما را از دوستان خود .
( 4 ) . دب : بترسى / بترسيد .
( 6 - 5 ) . همهء نسخه بدلها : هست .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز : نصرانى .
( 8 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 128 .
( 9 ) . اساس : مىكنند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .