تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
پيغامبر را نبود كه خيانت كند ( 1 ) ، چنان كه خيانت ( 2 ) منسوب و مسند با پيغامبر باشد ، و قراءت دوم بر عكس اين است در معنى ، يعنى هيچ پيغامبر را نبود كه به او خيانت كنند ، يعنى نرسد كس را كه با پيغامبران خيانت كند . و بعضى اهل معانى گفتند : « لام » منقول است ( 3 ) « يغلّ » با نبىّ ، و التّقدير : و ما كان النّبىّ ليغلّ ، و اين « لام » براى تأكيد نفى است ، يعنى ( 4 ) پيغامبر به هيچ وجه خيانت نكند ، نفى خيانت است از او بر سبيل تأكيد ، و مثله قوله : ما كانَ لِلَّه ( 5 ) أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ ( 6 ) . . . ، و المعنى ما كان اللَّه ليتّخذ ولدا . سدّي گفت : معنى آيت آن است كه چون براءت ساحت رسول - عليه السّلام - پديد آمد از خيانت ، و آن كه خيانت به او لايق نباشد ، لابد نسبتش با جز او بايد كردن . مفضّل گفت : معنى آيت آن است كه در او نگنجد و بر او روا نباشد و بر او گمان نبرد ( 7 ) . بر قراءت دوم ( 8 ) كه « يغلّ » باشد ، دو وجه دارد : يكى آن كه كس را نباشد كه با پيغامبر خيانت كند - من الغلّ از بناى ثلاثى . و وجهى ديگر آن باشد كه : كس را نبود كه او را با خيانت نسبت كند - من الاغلال ، كما يقال : أكفره و أفسقه ، اذا نسبه الى الكفر و الفسق . * ( وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، و هر كه خيانت كند آنچه كرده باشد روز قيامت بيارد ، يعنى با ميان آرد در حساب تا جزاى آن بستاند . كلبى گفت : روز قيامت آن چيز دزديده و خيانت كرده در او بيارند و در دوزخ بدارند ، گويند بر او آن ( 9 ) برگير و بيار . چون برود و آن بر گيرد بر پشت نهد و تا به كناره بيارد ، او را با پس [ 273 - پ ] افگنند و دگر باره تكليف كنند او را كه : بر گير و بيار ، دگر باره هم چنان كند و او را باز پس افگنند ( 10 ) و همچنين مىكنند و به اين نوع او را عذاب مىكنند .
هامش
( 2 - 1 ) . اساس به او / به او ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد . ( 3 ) . دب ، لب ، فق ان ، مر : از ، آج : كلمه « آن » بوده است و با خطى ديگر به صورت « از » تبديل شده است ، با توجّه به مر افزوده شد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز بر . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : اللَّه ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 35 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 8 ) . مر : دويم . ( 9 ) . مر : برو و آن . ( 10 ) . آج ، لب ، فق : او را پس افگنند .