تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
بعضى دگر گفتند ( 1 ) : آن باشد كه در خداى عاصى نشود براى روزى . ديگرى گفت : توكّل آن باشد كه خود را يارى دگر نجويد جز خداى ، و روزيش ( 2 ) را خازنى و عملش را گواهى جز او ( 3 ) . جنيد گفت : توكّل آن باشد كه بكلَّى بر او اقبال كند ( 4 ) و از هر چه دون اوست اعراض كند ( 5 ) . نورى ( 6 ) گفت : آن باشد كه تدبير خود با او گذارى تا او وكيلت باشد كه گفت : وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا ( 7 ) . و ديگرى گفت : التّوكّل ، اكتفاء العبد الذّليل بالرّبّ الجليل كاكتفاء الخليل بالخليل ( 8 ) حين لم ينظر الى عناية جبرئيل . ديگرى گفت : هو السّكون عن الحركات اعتمادا على ربّ السّماوات . بهلول مجنون را گفتند : بنده كى متوكّل باشد ؟ گفت : آنگه كه از خلق غريب شود و به حق قريب ، و حاتم أصمّ را گفتند : حدّ توكّل تو ( 9 ) كجاست ؟ گفت : بناى آن بر چهار چيز است ، يكى آن كه : شناخته‌ام كه روزى مقدّر من كس نخورد ، از آنم تيمار نيست . دگر آن كه : دانسته‌ام كه عمل من غيرى ( 10 ) نكند ، پيوسته به آن مشغولم . سه‌ام ( 11 ) : دانسته‌ام كه مرگ ناگاه آيد ، استعداد او مىكنم . چهارم آن كه : شناخته‌ام كه خداى به من نگران است ، چيزى نكنم كه شرم باشد مرا ( 12 ) از او . طاووس يمانى گفت : اعرابيى ( 13 ) را ديدم در مكّه بر راحله نشسته به ساز تمام ، به در مسجد الحرام رسيد ، فرود آمد و راحله بخوابانيد و سر سوى آسمان كرد و گفت : بار خدايا ! اين راحله و آنچه به روى است در ضمان تو است تا من بيرون آيم ، با من بسپارى ( 14 ) . و در مسجد رفت ، چون برون آمد ( 15 ) راحلهء او برده بودند ، سر سوى آسمان كرد
هامش
( 1 ) . مر كه توكّل . ( 2 ) . مر : روزى . ( 3 ) . مر نبود . ( 5 - 4 ) . مر : كنى . ( 6 ) . آج ، فق ، مر : ثورى . ( 7 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 81 . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : بالجليل . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر تا . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : غير . ( 11 ) . دب ، آج ، لب : سيؤم ، فق ، مر : سيم . ( 12 ) . مر : مرا شرمسارى باشد . ( 13 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : اعرابى ، با توجّه به سياق عبارت و رسم الخط مختار ما بدين صورت آورده شد . ( 14 ) . دب ، لب ، فق ، مر : سپارى . ( 15 ) . لب ، فق ، مر : بيرون آمد .