مقاتل بن حيّان و قتاده گفتند : سبب آن بود كه اشراف عرب چون در كارها با ايشان مشورت نكردندى ، سخت آمدى بر ايشان . حق تعالى گفت : براى استمالت ايشان با ايشان مشاورت كن .
و در خبر است كه : چون جماعتى با يكديگر مشورت كنند و غرض ايشان خداى باشد ، خداى تعالى ايشان را ارشاد كند بر صلاح . و نظير اين خبر رسول - عليه السّلام - است :
البكر تستأمر في نفسها انّما امر باستيذانها لاستطابة نفسها ،
گفت : بكر را كه پدر به شوهر خواهد دادن ، مستحب آن است كه با او مشورت كند و دستورى با او برد براى دلخوشى او .
و حسن بصرى گفت : خداى تعالى دانست ( 1 ) كه او را به اين حاجت نيست ، و لكن خواست تا مردمان به او اقتدا كنند از پس او ، و دليل اين تأويل قول رسول - عليه السّلام - كه گفت :
ما شقى عبد قطَّ بمشورة و لا سعد باستغناء رأى ( 2 )
گفت :
هيچ بنده به مشورت شقى نشود و به استبداد رأى سعيد نشود ، آنگه گفت : خداى تعالى و كتابش و پيغامبرش مستغنىاند از مشورت ، و لكن خداى تعالى خواست تا سنّتى باشد كه به آن اقتدا كنند هيچ كار را از كار دنيا و دين ( 3 ) قطع مكن تا مشورت نكنى ، و خداى تعالى مدح كرد آنان را كه مشورت كردند في قوله : وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ » . و رسول - عليه السّلام - گفت :
اذا كان امراءكم خياركم و اغنياءكم سمحاءكم و امركم شورى بينكم فظهر الارض خير لكم من بطنها ، و اذا كان امراءكم شراركم و اغنياءكم بخلاءكم و لم يكن امركم شورى بينكم فبطن الارض خير لكم من ظهرها ،
گفت : چون اميرانتان نيكانتان باشند و توانگران سخى باشند و كارهايتان به مشورت رود از ميان شما ، پشت زمين شما را از شكم زمين به بود ، و هر گه كه اميرانتان بدان باشند و توانگرانتان بخيلان باشند و كارهايتان نه به مشورت رود از ميان شما ، شكم زمين شما را بهتر بود از پشت زمين .
هامش
( 1 ) . مر : مىدانست .
( 2 ) . اساس : براى آن ، وز ، دب ، آج ، لب ، مر : براى ، فق : براء ، با توجّه به منابع خبر تصحيح شد .
( 3 ) . وز : كارزار كارهاى دين و دنيا ، آج ، لب ، فق ، مر : كارهاى دين و دنيا ، دب : كارزار كارهاى دين و دنيا .
( 4 ) . سورهء شورى ( 38 ) آيهء 42 .