و نبود گفتار ايشان الَّا آن كه گفتند : خداى ما بيامرز ما را گناهان ما و اسراف ما در كار ما . و بر جاى بدار ( 1 ) پايهاى ما و يارى ده ما را بر گروه كافران .
بداد ايشان را خداى نعمت اين سراى و نيكوئى نعمت آخرت و خداى دوست دارد نيكوكاران را .
اى آنان كه بگرويديد اگر فرمان بريد كافران را بر گردانند شما را بر پى شما ، پس برگرديد زيانكار .
خداى ( 2 ) يار شماست و او بهترين ياوران ( 3 ) است .
قوله تعالى : * ( وَلِيُمَحِّصَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، « واو » عطف را است على قوله :
* ( وَلِيَعْلَمَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا . . . ) * ، و اين ( 4 ) را « لام كى » گويند براى آن كه معنى و عملش يكسان باشد و نيز « لام غرض » گويند . و در معنى تمحيص چند قول گفتند : عبد اللَّه عبّاس و سدّى و مجاهد گفتند به معنى ابتلاست و نيز براى آن كه تا ابتلا و امتحان كند و آزمايش خداى تعالى مؤمنان را . و تأويل آن است كه گفتم ( 5 ) . فرّاء گفت :
معنى آن است كه خداى تعالى اين كه كرد از تمكين و تخليهء كفّار براى آن كرد تا كفّارت گناه مؤمنان باشد . پس بر اين وجه تمحيص تكفير السّيّئات باشد . زجّاج گفت : تمحيص تخليص باشد ، و ابو العبّاس مبرّد هم اين گفت ، و معانى متقارب است ، و اصل كلمه خالص بكردن باشد يقال محّصه ، اذا خلَّصه ( 6 ) من العيوب . و محص و ملص و محض ، اذا ذهب اثره . و
فى الدّعاء : اللَّهمّ محّص عنّا ذنوبنا .
و اصل المحق ، النقصان * ( وَيَمْحَقَ الْكافِرِينَ ) * ، اى ( 7 ) ينقص ( 8 ) عددهم . فى قول ابن عبّاس .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : ثابتدار .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : نه كه خداى .
( 3 ) . آج ، لب : يارى دهندگان ، فق : يارى كنندگان .
( 4 ) . دب لام .
( 5 ) . لب ، فق ، مر : گفتيم .
( 6 ) . مر : خلَّصته .
( 7 ) . اساس : الى ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 8 ) . لب : نقص .