تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
معانى گفتند : يعنى اسباب و مقدّمات مرگ بديدى براى آن كه مرگ نتوان ديدن چه اگر معنى بودى هم ديدنى نبودى ، فكيف او معنى نيست و انّما مرجع او با نفى حيات است بر مذهب درست ، و لكن آيت بر حذف مضاف گفت ، چنان كه بسيار رفت از اين ، و مثله قول الشّاعر :
و محلَّما يمشون تحت لوائه و الموت تحت لواء آل محلَّم ( 1 )
اى اسباب الموت و ابو القاسم بلخى گفت : * ( فَقَدْ رَأَيْتُمُوه ) * ، « رؤيت » اين جا به معنى علم است . اگر گويند : شايد كه صحابهء رسول تمنّاى آن كنند كه مشركان ايشان را بكشند ؟ گوييم : نه ، براى آن كه اين معصيت باشد ، و چنان كه ارادهء معصيت معصيت باشد ، تمنّاى معصيت هم معصيت باشد ، و انّما ايشان تمنّاى جهاد كردند و مصابرت و ثبات در كارزار ، و اگر چه مؤدّى باشد با قتل ايشان ، نبينى كه شهادت صفت مدح است شهيد را ، و باتّفاق مدح او نه بر كشتن كافر مىكنند او را ، براى آن كه كشتن كافر مسلمان را كبيره است - من اعظم الكبائر - و نيز بر فعل كسى ديگرى را مدح نكنند ، پس معلوم شد كه مدح او به ثبات و مصابره و مداومت و فرار ناكردن و قوّت دين خداى جستن و بذل جهد و طاقت كردن باشد تا آنگه كه مؤدّى بود بر قتل ( 2 ) او و اين غايت كار باشد ، و بر حقيقت ايشان تمنّاى شهادت براى اين كردند ، و تمنّاى ( 3 ) به نزديك ما و محقّقان از قبيل كلام باشد ، و هو قول القائل : « ليت كذا كان » آن را كه نباشد ، و : « ليت كذا لم يكن » آن را كه باشد ، و از ارادت در چيزى نباشد ، و لكن براى آن كه تمنّا بيشتر محال باشد ، عاقلان اظهار كمتر كنند . اشتباه افتاد جماعتى را كه او معنى باشد در دل . و قوله : * ( وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ) * ، در او دو قول است : يكى آن كه تأكيد رؤيت باشد ، كما يقال : رأيته بعينى ، و أخذت ذلك بيدي ، و بر اين قول نظر ، تقليب حدقه باشد ، و قول دگر آن كه : و أنتم تتأمّلون أسبابه و مقدّماته ، و شما تأمّل مىكرديد در اسباب و احوال و مقدّمات آن .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : ندارد . ( 2 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : با قتل . ( 3 ) . وز ، دب : تمنا .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 90 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي