شصت ( 1 ) و اند جراحت بر اندام ( 2 ) از تير و نيزه و تيغ ، رسول - عليه السّلام - دست بر او مىماليد ، در حال درست مىشد چنان كه پنداشتى ( 3 ) هرگز نبود ، و نظير اين آيت در معنى قوله : أَ وَلَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ ( 4 ) . . . ، يعني يوم احد قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها ( 5 ) . . . ، يعني يوم بدر .
عبد اللَّه عبّاس گويد : چون روز احد آن وهن بيفتاد ، ابو سفيان با جماعتى بر سر كوه آمد . رسول - عليه السّلام - گفت :
اللَّهمّ انّه ليس لهم ان يعلونا ،
بار خدايا تو دانى كه ايشان را نيست ( 6 ) كه بر بالاى ما شوند ( 7 ) .
ابو سفيان گفت : أين ابن ابى كبشه ؟ يعنى رسول اللَّه ، أين ابن ابي قحافة ؟ أين ابن الخطَّاب ؟ عمر گفت : اينك رسول خدا ، و اينك ابو بكر ، و اينك من ، چه خواهى ؟
گفت : يوما بيوم و انّ الأيّام دول و الحرب سجال ، روزى به روزى و روزگار دولتهاست ، و كارزار مساجله است . عمر گفت : لا سواء ، راست ( 8 ) نهايم ما با شما ، قتلانا فى الجنّة و قتلاكم فى النّار ، كشتگان ما به بهشتند و كشتگان شما به دوزخ .
ابو سفيان گفت : شما چنين مىگويى « ، و اگر چنين است ما خايب و خاسر باشيم . آنگه گفت : در ميان ( 10 ) شما مثله كردگانند ( 11 ) ، و آن نه به اختيار ما بوده است ، و اگر چه ما آن را كاره نهايم ، و شاعر در اين معنى گويد :
ارى النّاس قد أحد أحدثوا شيمة و في كلّ حادثة تؤتمر
يهينون من حقّر و افتقر
و ان كان فيهم يفي أو يبرّ
فيوما علينا و يوما ( 12 ) لنا
و يوما نساء و يوما نسرّ
* ( وَلِيَعْلَمَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، ظاهر آيت آن است كه خداى تعالى اين براى آن كرد تا بداند آنان را كه مؤمنند از شما ، و معنى آن است كه : خداى تعالى معاملهء آنان
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب : شست .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق او آمده بود .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق كه .
( 5 - 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 165 .
( 6 ) . مر : را نرسد و نيست .
( 7 ) . مر : كه بر ما غالب شوند .
( 8 ) . مر : برابر .
( 9 ) . مر : مىگوييد .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر كشتگان .
( 11 ) . مر : مثله گرانند .
( 12 ) . مر : يوم .