- عليه السّلام - بر جاى ايشان شد ، فهذا معنى قوله : * ( وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ ) * .
و بعضى دگر گفتند : معنى آيت آن است ( 1 ) : و لا تهنوا لما نالكم ( 2 ) من الهزيمة و لا تحزنوا لما ( 3 ) فاتكم من الغنيمة * ( وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * بقضاء اللَّه و وعده ، ضعيف دل مشويد ( 4 ) به اين هزيمت كه به شما رسيد و دلتنگ مشويد ( 5 ) به اين غنيمت كه از شما فوت شد ، و شما غالبتر باشيد ( 6 ) اگر به قضا و وعدهء خداى ايمان داريد ( 7 ) .
قوله : * ( إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ ) * ، راشد بن سعيد ( 8 ) گفت : سبب نزول آيت آن بود كه چون رسول - عليه السّلام - از احد باز آمد ، و صحابهء او جماعتى كشته و جماعتى مجروح ، و آن زنان و كودكان نوحه مىكردند - رسول - عليه السّلام - دلتنگ شد و گفت : بار خدايا با رسول تو چنين كنند ! خداى تعالى اين آيت فرستاد [ 265 - ر ] : * ( إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ ) * ، اگر شما را جراحتى رسيد روز احد ، ايشان را نيز جراحت رسيد روز بدر . حمزه و عاصم و كسائى و خلف خواندند : « قرح » بضمّ القاف ، و باقى قرّاء بفتح القاف ، و در شاذّ محمّد بن السّميقع خواند : « قرح » [ بفتحهما . بعضى اهل لغت گفتند : « قرح » و « قرح » دو لغت است مثل : جهد و جهد ، و وجد و وجد . بعضى دگر گفتند : « قرح ] ( 9 ) به فتح » قاف « جراحات بود ، يكى را قرحه خوانند . و » قرح « به ضمّ » قاف « الم جراحت بود .
* ( وَتِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ ) * ، اين روزگار مىگردانيم از ميان مردمان ، روزى ايشان را بود و روزى بر ايشان . روزى چون روز بدر باشد كه از مشركان هفتاد را بكشند و هفتاد را اسير كنند به يك روايت ، و روزى روز احد باشد كه هفتاد و پنج مرد مهاجر و انصار را بكشند .
أنس مالك روايت كند كه : روز احد امير المؤمنين على ( 10 ) با پيش رسول آمد و
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر كه .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : اتيكم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بما .
( 5 - 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مشوى / مشويد .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : باشى / باشيد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ايمان دارى / ايمان داريد .
( 8 ) . كذا : در اساس و وز ، ديگر نسخه بدلها : راشد بن سعد .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . دب عليه السّلام .