براى آن كه چون تن در جهاد ندهيد ( 1 ) كفّار مستولى شوند ، و چون مستولى شوند مسلمانان را هلاك كنند ، همچنان باشد كه آن هلاك ، ايشان به سر خود آورده به دست خود .
اسلم بن عمران گويد : به غزاى قسطنطينيّة ( 2 ) بودم ، و امير اهل مصر عقبة بن عامر الجهنيّ بود - صاحب رسول اللَّه ( 3 ) ، و امير اهل شام فضالة بن عبيد بود - صاحب رسول اللَّه ، و امير جمله لشكر عبد الرّحمن خالد وليد ( 4 ) بود . روميان بيامدند و مصاف بركشيدند و پشت به ديوار مدينه روم باز نهادند ، و مسلمانان در برابر ايشان دو صف بركشيدند . سوارى از لشكر مسلمانان بيرون آمد و بر ( 5 ) لشكر روم حمله برد ، و صف ( 6 ) ايشان ( 7 ) بردريد ، آنگه بر جاى خود آمد و بايستاد ، مردمان گفتند : سبحان اللَّه القى بيده الى التّهلكة .
ابو ايّوب انصارى - رحمة اللَّه عليه - گفت : شما اين آيت را تأويل چنين مىكنى ( 8 ) ؟
مردى را كه حمله چنين برد و قتالى چنين كرد و طلب شهادت كرد او را مىگوى ( 9 ) خود را در هلاك افگند ! ما به دانيم ( 10 ) ، تفسير اين آيت ( 11 ) در ما فرود آمد كه انصاريانيم .
چون خداى تعالى دين مسلمانى عزيز كرد ، و رسول - عليه السّلام - ممكّن ( 12 ) شد ، با يكديگر گفتيم در سرّ : تا ( 13 ) چند از اين جهاد و مشقّت خواهيم ديدن ! اسبابها ما مختل شد ، مصلحت در آن باشد كه روزى چند با سر املاك و اسباب شويم ، و عمارتى كنيم املاك را ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ( 14 ) كه : * ( وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) * ، به ترك الجهاد و الاقامة فى الاهل .
آنگه ابن ابو عمران گفت : لا جرم ابو ايّوب چندان ( 15 ) مداومت كرد بر جهاد كه او را
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ندهند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز مج : قسطنطنيه .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله .
( 4 ) . مب : عبد الرّحمن بن خالد وليد .
( 5 ) . آج ، لب ، مب ، مر : در .
( 6 ) . مب لشكر .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر را .
( 8 ) . دب : كنى ، آج ، لب ، فق : مكنى ، مب ، مر : مكنيد .
( 9 ) . مب ، مر : مىگوييد .
( 10 ) . لب ، مب ، مر : بدانيم ، مب : به بدانيم .
( 11 ) . دب اين آيت ، آج ، لب ، فق كه اين آيت .
( 12 ) . مب : متمكّن .
( 13 ) . مج ، وز : ماتا .
( 14 ) . مب قوله تعالى .
( 15 ) . دب : چنان .