اى مساءة ، و گفت : عرب اين لفظ در شرّبه كار دارند .
وجهى ديگر در « با » آن است كه ردّ او كرد با معنى در اصل ، براى آن كه جمله افعال متعدّيه از قتل و ضرب و قطع همهء مضمّن ( 1 ) است به « با » در معنى ، براى آن كه معنى اين است كه : اوقعت به الضّرب ( 2 ) و القتل و القطع .
وجهى دگر در آيت آن است كه : مفعول به ( 3 ) بيفگند ، و « با » آلت راست ، چنان كه : فعلت بيدي و اخذت بيدي و مشيت برجلي ، و معنى آن است كه : و لا تلقوا انفسكم بايديكم الى التّهلكة .
علما در معنى او خلاف كردند ، بهرى گفتند : به بخل ، يعنى خويشتن به هلاك مكنى ( 4 ) به آن كه به مال بخل كنى ، براى آن كه در مقدّمه ذكر نفقه مال رفته است كه در بخل و امساك هلاك است در دين و دنيا ، امّا دين ( 5 ) : منع زكات و حجّ ( 6 ) و نفقات واجب در اين باباند ، و امّا در باب دنيا : بخيل را همهء جهان دشمن باشند ، نبينى كه شاعر چگونه مىگويد :
اللَّؤم داء دوىّ ( 7 ) يقتلون به
لا يقتلون بداء غيره ابدا
از آن كه به منع قرى و طعام دشمن اندوخته آيد ، پس مؤدّى بود آن با قتل ايشان .
و اين قول حذيفه و حسن و قتاده و عكرمه و عطا و ضحّاك و ابن كيسان است .
عبد اللَّه عبّاس و سدّي گفتند : معنى آن است كه مگو كه مرا چيزى نيست ، يعنى خود را و نام خود را نيست مكنى ( 8 ) .
مجاهد گفت : معنى آن است امساك مكنى از نفقه ترس درويشى را . حسن گفت : ايشان امساك كردندى در « سفرهاى خطرناك براى جمع مال ( 10 ) ، حق تعالى آن هر دو نهى كرد به اين آيت .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : متضمّن .
( 2 ) . فق : الضّراب .
( 3 ) . لب : مفعول .
( 4 ) . مب : ميفگنيد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب : امّا در اين .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها و جهاد .
( 7 ) . اساس : داء لوبر ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . مج ، وز : مىكنى ، مب : مكنيد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : و .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها را .