رسول را - عليه السّلام - از حديبيه ( 1 ) عام الصدّ ذو القعده باز گردانيدند . و اين ماه را براى آن ذو القعده خواندند لقعودهم فيه عن ( 2 ) القتال ، كه ايشان در اين ماه از كارزار ( 3 ) فرو نشستندى .
امّا در معنى آيت دو قول گفتند ، يكى آن كه : چون رسول - عليه السّلام - عام الحديبيه باز گرديد ( 4 ) و در مكّه نشد ، و صلحى رفت ميان ايشان و قرارى كه رسول - عليه السّلام - دگر سال باز آيد و ايشان از مكّه بروند ( 5 ) ، و صحابه رسول در مكّه آيند با سلاحها در نيام و برهنه نكنند . چون سال ديگر آمد ، رسول - عليه السّلام - برخاست و در مكّه رفت و طواف كرد و اركان حج بگذارد ، و آن ذو القعده بود كه بيرون آمد از مدينه سنه سبع ، و آن سال كه او را منع كردند هم ذو القعده بود سنه ستّ از هجرت ، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اين ماه دخول به بدل آن ماه منع است ، و هر دو در ماه حرام ( 6 ) بود .
قولى دگر آن است در معنى آيت كه : قتال * ( الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ ) * ، اى بقتال الشّهر الحرام ، يعنى اين قتال كه شما را گمان است كه با ايشان بايد كردن ، به عوض آن قتال است كه ايشان با شما كنند . اگر ايشان حلال ( 7 ) مىدارند و روا مىدارند كه در ماه حرام با شما قتال كنند ، شما نيز روا دارى ، كه الشّرّ بالشّرّ و البادى اظلم « ، [ معنى آيت ] ( 9 ) ، معنى آيت ( 10 ) مثل باشد ، و بر هر دو وجه در آيت مضاف محذوف بود و مضاف اليه به جاى او نهاده . قول اوّل را تقدير اين بود كه : دخول الشّهر بمنع ( 11 ) الشّهر ، على تقدير : دخولكم [ مكّة ] ( 12 ) فى الشّهر الحرام بمنعهم ( 13 ) ايّاكم عن دخولها فى الشّهر الحرام .
و وجه دوم ( 14 ) را تقدير چنين باشد [ 238 - ر ] كه : قتال الشّهر الحرام ، اى قتالكم
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : عام الحديبيه .
( 12 - 2 ) . همهء نسخه بدلها : من .
( 3 ) . لب : كالزار .
( 4 ) . دب : نگرديد .
( 5 ) . مج ، وز : برون بروند .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : محرّم .
( 7 ) . مر : بحلال .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر و الحديد بالحديد يفلح .
( 9 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 11 ) . مج ، وز : يمنع .
( 13 ) . مج ، وز : يمنعكم .
( 14 ) . مب ، مر : دويم .