از نتن ايشان . مردم از آن شهر بيرون آمدند ، خواستند تا ايشان را دفن كنند نتوانستند كه بسيار بودند ، گرد ايشان حظيره كردند و ايشان را آن جا رها كردند .
علما در مبلغ عدد ايشان خلاف كردند . عطاء خراسانى گفت : سه هزار مرد بودند . عبد اللَّه عبّاس و وهب منبّه گفت ( 1 ) : چهار هزار بودند . مقاتل و كلبى گفتند :
هشت هزار ( 2 ) بودند . ابو روق گفت : ده هزار ( 3 ) بودند . ابو مالك گفت : سى هزار ( 4 ) بودند .
سدّى گفت : سى و اند ( 5 ) هزار ( 6 ) بودند . ابن جريج گفت : چهل هزار ( 7 ) بودند . عطاء بن ابي رباح گفت : هفتاد هزار بودند ، و ضحّاك گفت ( 8 ) : عددى بسيار بودند ، و قريبتر قولى آن ( 9 ) است كه گفتند : بالاى ده هزار بودند ، براى آن كه از ( 10 ) سه تا ده جمعش به « آلاف » كنند كه جمع قليل باشد ، و بالاى آن جمع كثير بود « الوف » گويند ، و از جمع قليل الف ( 11 ) على وزن افعل چنان كه شاعر گفت :
كانوا ثلاثة الف و كتيبة
الفين ( 12 ) اعجم من بنى الفدّام ( 13 )
گفت : چون مدّتى دراز به اين ( 14 ) بر آمد ، و ايشان پوسيده شدند ، و از ايشان جز استخان ( 15 ) نماند ، پيغامبرى آن جا بگذشت او را حزقيل ( 16 ) گفتند - سؤم ( 17 ) خلفاى بنى اسرايل بود از پس موسى - عليه السّلام - [ 322 - ر ] براى آن كه از پس موسى وصىّ او يوشع بن نون بود ، و از پس او كالب ( 18 ) بن يوفنّا ( 19 ) و از پس او حزقيل ( 20 ) - و او را ابن العجوز گفتند براى آن كه مادر او پير شد و از فرزند آيس شد كه عقيم شده بود ، خداى
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، همهء نسخه بدلها : گفتند .
( 3 - 2 ) . مب ، مر مرد .
( 7 - 6 - 4 ) . مب مرد .
( 5 ) . مب ، مر : سى و نه .
( 8 ) . مب كه .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : قول آنان .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : ندارد .
( 11 ) . دب ، آج ، فق ، مب ، مر بود .
( 12 ) . اساس : الفان ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 13 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : بنى المقدام ، با توجّه به چاپ شعرانى ( 2 / 275 ) ، و لسان العرب ( 9 / 9 ذيل الف ) و تفسير طبرى ( 2 / 590 ) تصحيح شد .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : بر اين .
( 15 ) . مج ، وز ، دب : استخوان ، ديگر نسخه بدلها : استخوانى .
( 20 - 16 ) . اساس به صورت « خرقيل » هم خوانده مىشود .
( 17 ) . مج ، وز ، سهام ، آج ، لب : او ، فق : از ، مب ، مر : و .
( 18 ) . اساس : كاكب ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 19 ) . مج ، وز : نوفل ، آج ، لب ، فق : نوفلسا ، مب : توفليا ، مر : نوفليا .