تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
پرسيد كه : * ( الَّذِي بِيَدِه عُقْدَةُ النِّكاحِ ) * كيست ؟ گفتم : ولىّ زن ، گفت : نه ، شوهر زن است . و روايت كرده‌اند كه : مردى خواهرش را به شوهر داد ، شوهر طلاقش داد قبل الدخول بها . برادر عفو بكرد ( 1 ) مرد را از نيمه مهر . شريح اجازت كرد و گفت : من عفو نكنم از زنان بنى مرّه ، و شعبى گفت : شريح هيچ حكم از اين بدتر نكرد ، و گفت : شريح پس از آن از اين حكم باز آمد و گفت : آن شوهر باشد و نيز گفتند : مراد آن است : الَّذي بيده عقدة نكاحه ( 2 ) ، اى نكاح نفسه ، و لكن چون « لام » تعريف در آورد ، اضافت ترك كرد ، چنان كه نابغه گفت :
لهم شيمة لم يعطها اللَّه غيرهم من النّاس و الاحلام غير عوازب
اى و احلامهم ، و قال تعالى : فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى ( 3 ) ، اى مأواه ، اين قول آنان است كه قوّت آن ( 4 ) كردند كه شوهر است . فامّا مذهب ما و آنچه از ائمّه ما روايت كرده‌اند ، از باقر و صادق - عليهما السّلام - آن است كه : ولىّ باشد ، و ولىّ بنزد ( 5 ) ما پدر بود و جدّ با وجود پدر بر بكرى كه نا بالغ باشد ، و اين قول نيز در اخبار ما آورده‌اند و معتمد اين است ، و آنان كه قوّت اين قول كنند ، تفسير چنين دهند : او يعفو الَّذي بيده عقدة نكاحها ، تا بر آيت و بيت راست باشد ، و اين ظاهرتر است ، [ و قرينه اى كه در آيت هست نيز دليل قوّت اين قول مىكند ، اعني قول اوّل ، من قوله : * ( وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ) * ، و قوله : * ( وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ ) * ، و اين قرينه‌ها به قول اوّل لايق باشد كه عفو بر ترك تفسير دهند ] ( 6 ) . و بنزديك فقها عصبة ( 7 ) جمله ولىّ باشند از برادر و عمّ و پسران ايشان . قوله ( 8 ) : * ( وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى ) * ، در محلّ رفع است ، و المعنى : و عفوها اقرب للتّقوى ، براى آن كه « ان » مع الفعل در تأويل مصدر باشد . و شعبى مىخواند : و ان يعفوا ، به « يا » تا خبر باشد عن الَّذي بيده عقدة النّكاح .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نكرد . ( 2 ) . دب ، مب ، مر : عقدة النّكاح . ( 3 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 41 . ( 4 ) . آج ، لب : او . ( 5 ) . فق ، مر : نزديك . ( 6 ) . اساس : ندارد : با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 7 ) . دب ، فق : عصبة . ( 8 ) . مب تعالى .