* ( حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ) * ( 1 ) ، و اوّل در غير مدخولات و لا مفروضات باشد ، [ و دوم در مدخولات مفروضات باشد ] ( 2 ) .
بعضى دگر گفتند : اين هيچ واجب نيست ، و اين بر سبيل تبرّع و احسان است ، و امر بر وجه ندب است ، و اين قول ابن سيرين است و مذهب ابو حنيفه . و ابن سيرين روايت كند ( 3 ) كه مردى و زنى چونين بنزديك شريح به حكومت رفتند ( 4 ) . شريح گفت :
رغبت كن به آن كه از جمله محسنان و متّقيان باشى و الزام نكرد او را .
اكنون در مقدارش خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و شعبى و زهرى و ربيع بن انس گفتند : برترين آن ، خادمى يا خادمه اى باشد ، و اوسطش سه جامه باشد پيرهن و ايزار پاى ( 5 ) و مقنع ، و كمترينش وقايه اى باشد يا درمى چند ، و اين مذهب شافعى است ، و مذهب ما به اين قريب ( 6 ) است ، اعلاه ، برترين آن خادمى باشد يا اسپى ، و ( 7 ) ميانه جامه اى ، و كمترين انگشتريى و آنچه برابر اين بود . و شريح پانصد درم فرمود ( 8 ) توانگران را در متعه .
و عبد الرّحمن بن عوف كه مادر ابو سلمه را طلاق داد ، خادمه اى به دو داد . و حسين علىّ ( 9 ) - عليهما السّلام - متعه داد زنى را كه طلاقش داد قبل الدّخول بها و مهر مسمّى نكرده بود ده هزار درم ، و گفت :
متاع قليل من حبيب مفارق
و ابو حنيفه گفت : [ چون زن و شوهر ] ( 10 ) در مقدار آن [ 313 - پ ] خلاف كنند ، نيمه ( 11 ) مهر مثل او بود و از آن بالاتر نبود ، و درست آن است كه در خور مرد بود و دستگاه او ، براى آن خداى مقدّر بكرد بر قدر استطاعت مرد از توانگرى و درويشى .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 241 .
( 10 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : با خطى متفاوت از متن نوشته : گفت ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . شريح آمدند به حكومت .
( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، مب : از ار پاى ، مر : ازارى پاى .
( 6 ) . آج ، لب : قرين .
( 7 ) . مب : در .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بعضى .
( 9 ) . مب : حسين بن على .
( 11 ) . مج ، وز : تتمه .