باشم ؟ رسول - عليه السّلام - گفت :
لا ، حتّى تذوقي عسيلته و يذوق عسيلتك ،
اين مىگفت در حجره عايشه ، و ابو بكر حاضر بود و خالد بن سعيد بن العاص حاضر بود بر در حجره ، و آواز اين زن مىشنيد ( 1 ) ، آواز در حجره داد كه : يا با بكر ، رها كرده اى اين زنك را تا چنين تصريح مىكند ( 2 ) پيش رسول ؟
و « عسيلة » كنايت باشد از جماع لما فيه من اللَّذة ( 3 ) كما كان فى العسل من اللَّذّة . و او تصغير عسل باشد .
آنگه اين زن مدّتى بر آمد تا نزديك رسول آمد ، و گفت : يا رسول اللَّه ! عبد الرّحمن زبير كه شوهر دوم بود مرا ، با من خلوت كرد ، شايد كه با پيش شوهر اوّل شوم به نكاح ؟ و گمان برد كه رسول را آن فراموش شده باشد . رسول - عليه السّلام - گفت : نه ، كه اوّل راست گفتى و اين خلاف مىگويى ، برفت .
چون رسول - عليه السّلام - از دنيا برفت ، بنزديك ابو بكر آمد و از او بپرسيد .
ابو بكر گفت : نه من حاضر بودم روز اوّل كه از رسول - عليه السّلام - [ 303 - ر ] پرسيدى و گفتى ، آلت او مثل هدب الثّوب ( 4 ) است ، برو كه روا نباشد تو را با زن او بودن تا شوهرى ديگر نكنى ، برفت .
در عهد عمر بيامد ، از او بپرسيد . عمر گفت : به پيغامبر شدى و جواب يافتى ، و به ابو بكر شدى ، و اكنون بنزديك من آمده اى ، اگر دگر اين حديث كنى ، بگويم ( 5 ) تا رجمت كنند ، نه خداى تعالى در باب تو « به رسول فرستاد : * ( فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَه . ) *
و مراد به نكاح در آيت جماع است به اجماع
لقوله - عليه السّلام : حتى تذوقى عسيلته ( 7 ) و يذوق عسيلتك
، عموم آيت را به اجماع تخصيص كرديم : * ( فَإِنْ طَلَّقَها ) * ، يعنى شوهر دوم ، اگر او طلاقش دهد ، * ( فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا ) * ، بزه نباشد مرد و زن را كه مراجعت كنند با يكديگر شوند به نكاح نو . و مراد به مراجعت ، تجديد نكاح
هامش
( 1 ) . دب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : مىشنيدند .
( 2 ) . دب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : مىگويد در .
( 3 ) . مج : المدة .
( 4 ) . دب : ندارد ، همهء نسخه بدلها : هدبة الثّوب .
( 5 ) . دب : ندارد ، همهء نسخه بدلها : بفرمايم .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر آيت .
( 7 ) . مج ، وز : عسيلة .