اين قول عبد اللَّه عبّاس است و مذهب شافعى در قديم . و قول ديگر آن كه خلع طلاقى به اين باشد ، و اين مذهب ماست و مذهب شافعى در جديد .
* ( تِلْكَ حُدُودُ اللَّه فَلا تَعْتَدُوها ) * ، اين حدّهاى خداست ، از آن تعدّى مكنى ، يعنى اوامر و نواهى و احكام اوست ، از آن تجاوز مكنى ، * ( وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ) * ، و هر كه تعدّى كند از احكام و اوامر خداى تعالى ظالم بود .
و خلع بر سه وجه بود : يكى آن كه زن پير باشد يا دميم الوجه ( 1 ) باشد ، مرد مضارّت كند و از او چيزى خواهد تا او به فديه مفارقت كند ، آن حلال نباشد براى آن كه آن از جهت مرد است .
دوم آن كه : زن كارى ناشايست ( 2 ) كند ، مرد او را ايذا كند ، او فديت كند ، آن حلال باشد بقوله : وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ( 3 ) .
و سوم آن باشد كه در اين آيت شرح داديم ، و در آيت دليل است بر آن كه سه طلاق به يك بار درست نيايد لقوله تعالى : * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) * ، آنگه به سوم ( 4 ) گفت : * ( أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) * ، او قوله : * ( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ ) * ( 5 ) ، چون خداى تعالى سه طلاق فرمود به سه بار ، چون به يك بار گويد مشروع نباشد ، چنان كه شهادات لعان چون به يك بار گويد مشروع نباشد ، و چون رمى الجمار بسبع حصيات ، اگر به يك بار بيندازد مجزى نبود ، فكذلك الطَّلاق ، لا جرم گفت : اين حدود من است ، و هر كه از حدود من تعدّى كند ظالم باشد ، و چيزى نه به جاى خود نهاده باشد . يا مراد آن است كه : بر نفس خود ظالم بود ، به آن معنى كه جالب ( 6 ) مضرّتى بود به خود كه با ظلم ماند از ضرر محض كه در او نفعى نبود و دفع ضررى نبود .
* ( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ ) * ، اگر طلاقش دهد ، و اين طلاق سوم ( 7 ) باشد
هامش
( 1 ) . اساس ، مج ، وز ، مب ، مر : ذميم الوجه ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ناشايسته .
( 3 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 19 .
( 4 ) . مج ، وز : سهام ، آج ، لب ، مب ، مر : سيم .
( 5 ) . دب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها حتّى تنكح زوجا غيره .
( 6 ) . اساس : به صورت : « حالت » هم خوانده مىشود ، دب : ندارد ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : طالب .
( 7 ) . مج ، وز : سهام ، دب : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : سيم .