به دست او باشد نه تسريح .
و مراد به « امساك » در آيت رجعت است ، اى راجعوهنّ ، رجعت كنى با ايشان به معروف ، يعنى بر وجه مشروع چنان كه خداى فرموده است .
محمّد بن جرير گفت : * ( بِمَعْرُوفٍ ) * ، اى باشهاد عليها ، براى آن كه چون بر طلاق گواه ( 1 ) باشد و بر رجعت نباشد ايشان را متّهم بكنند به زنا ، و اشهاد بر رجعت بنزديك ما مستحبّ است براى اين را ، و اگر نكند ( 2 ) روا باشد و حلال بود او را .
و مراد به « تسريح » ، تخليه و امهال است تا از عدّت بيرون آيد و مالك نفس خود شود .
* ( وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً ) * ، معنى آيت آن است كه : چون زنان را طلاق دادى ، و ايشان عدّت بنزديك آخر رسانيدند ، اگر رغبت باشد شما را كه با ايشان رجعت كنى بكنى بر وجه معروف ، و اگر نباشد امهال و تخليه كنى و رها كنى تا عدّه تشان ( 3 ) به سر آيد ، و از بند شما بيرون شوند ، تا اگر خواهند كه ( 4 ) جاى ديگر عقدى بندند ببندند ، و ايشان را معذّب مداريد ( 5 ) بين الباب و الدّار ، لا ايّما و لا ذات بعل ، نه شوهر دارند و نه ندارند به شما شوهر ( 6 ) بىشوهر باشند ، و از بند شما نارسته شوهرى ديگر نتوانند كردن .
و غرض از آيت نهى از اضرار است [ 304 - ر ] و امساك ايشان بر سبيل مضارّت تا اعتدا و ظلم كرده باشى ، و هر كه اين كند بر خويشتن ظلم كرده باشد به ايصال عذاب و عقوبت به خود و نقصان حظَّ خود از ( 7 ) ثواب اگر بر شرع كار كردى . و راوى خبر گويد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت :
ملعون من ضار مسلما او ما كره
، گفت : در لعنت است آن كس كه مضرّت رساند به مسلمانى ( 8 ) يا مكرى كند با او .
* ( وَلا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّه هُزُواً ) * ، ابو الدّرداء روايت كند كه : در جاهليّت مرد زن را
هامش
( 1 ) . ضبط اساس در اصل به صورت « گواه » بوده و بعدها با خطى متفاوت از متن به « گواه » تبديل شده است .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نكنند .
( 3 ) . كذا : در اساس ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عدّت ايشان .
( 4 ) . مب ، مر در .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : مدارى / مداريد ، مب : ندارى / نداريد .
( 6 ) . آج : كلمه « شوهر » را خط زده و به « زن » تبديل كرده است .
( 7 ) . مب ، مر : بر .
( 8 ) . آج ، لب : رساند مسلمانى را .