از خداى بترسى ( 1 ) در حقّ دو ضعيف : زن و يتيم ، كه خداى تعالى شما را بپرسد از ايشان ، هر كه با ( 2 ) ايشان احسان كند به رحمت [ 297 - پ ] و رضوان رسد ، و هر كه با ايشان بدى كند ، مستوجب سخط خداى شود . حقّ مرد بر زن چون حقّ من است بر شما . و هر كه حقّ من ضايع كند ، چنان بود كه حقّ خداى ضايع كرده ، و هر كه حقّ خداى ضايع كند ، باز گردد به خشم خداى ، و مأواى او ( 3 ) دوزخ بود ، و آن بد جايى است .
* ( وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ) * ، يعنى در فضل ، عبد اللَّه عبّاس گفت : به آن مهر ( 4 ) كه به او دهد ، و مال ( 5 ) كه نفقه كند بر او ، و بعضى دگر گفتند : مرد ( 6 ) مفضّل است بر زن به عقل ، و گفتهاند : به ميراث . و قتاده گفت : به فرض جهاد بر ( 7 ) مردان .
حجّاج بن دينار روايت كند از باقر - عليه السّلام - از جابر عبد اللَّه انصارى كه گفت : ما بنزديك رسول - عليه السّلام - حاضر بوديم و جماعت صحابه ، زنى بيامد و بر بالاى سر رسول - عليه السّلام - بايستاد و گفت : السّلام عليك يا رسول اللَّه ، من رسول زنانم بنزديك تو ، و هيچ زن نباشد كه اين پيغام من بشنود ( 8 ) كه تو را مىگويم و الَّا راضى باشد . اى رسول اللَّه ! خداى تعالى ، خداى مردان و خداى زنان است ، و آدم پدر مردان و زنان است ، و حوّا مادر مردان و زنان است . مردان چون از خانه بيرون آيند به جهاد ايشان را بكشند در سبيل خداى ، ايشان زنده باشند و روزى خورند ، و ما از اين خير جهاد و درجه شهادت محروميم ، و ما در خانهها محبوس مانده خدمت ايشان بايد كردن هيچ مزد باشد باشد ما را بر اين ؟
رسول - عليه السّلام - گفت : آرى ! سلام من به ايشان برسان ، و ايشان را بگوى كه طاعت شوهران داشتن ايشان را ، برابر جهاد و شهادت بود ، و لكن كم باشد ( 9 ) از ايشان كه اين به جاى آرد ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . اساس : با خطى متفاوت از متن : بترسيد ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 2 ) . مج ، وز : از .
( 3 ) . مج ، مب ، مر در .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب : كه به آن مهرى .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مالى .
( 6 ) . مج ، وز : مراد .
( 7 ) . مج : به .
( 8 ) . مج ، وز ، مب ، مر : نشنود .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : باشند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : آرند .