[ 299 - پ ]
چون طلاق دهى زنان را ، برسند به وقت خود ، منع مكنى ايشان را كه به زن باشند شوهران را چون خشنود شوند ميان ايشان به نيكوى آن پند دهند به آن ، آن را كه از شما ايمان دارد ( 1 ) به خداى و به روز باز پسين ، آن پاكتر بود شما را و پاكيزه تر ، خداى داند و شما ندانى .
[ 300 - ر ]
مادران شير دهند فرزندان خود را دو سال تمام ، آن را كه خواهد كه تمام شير دهد ، و بر آن كس كه براى او زاده باشند روزى و جامه ايشان بود به قاعده ( 2 ) ، تكليف نكنند هيچ كس را مگر طاقتش ، زيان نكنند ( 3 ) مادرى را به فرزندش و نه پدرى را به فرزندش ، بر ميراث خوار مانند آن بود ، اگر خواهند از شير باز كردن از خشنودى از ايشان و مشورت كردن بزه نيست برايشان ، و اگر خواهى كه شيردهى فرزندانتان را ( 4 ) ، بزه نيست بر ايشان ( 5 ) ، چون تسليم كنى آنچه داده باشى ، به نيكوى ، و بترسى از خداى ، و بدانى كه خداى به آنچه شما مىكنى بيناست .
قوله : * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) * ، هشام روايت كند عن عروة عن عائشه كه : زنى بنزديك او آمد و گفت : شوهرى دارم ، مرا چند بار طلاق داد هر گاه كه وقت آن باشد كه عدّت
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : ايمان آرد .
( 2 ) . فق : نيكى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : زيان نكند .
( 4 ) . مج ، وز : فرزندان خود را ، آج ، لب ، فق : فرزندان ايشان را .
( 5 ) . اساس : بر ايشان ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .