كند . اگر در عدّت شوهرش باز آيد ، يا پس از عدّت ، مادام تا شوهر نكرده باشد او اوليتر بود به زن ، و اگر شوهر كرده باشد شوهر اوّل را بر او سبيلى نبود .
قوله : * ( وَلا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّه فِي أَرْحامِهِنَّ ) * ، عكرمه و ابراهيم گفتند : مراد حيض است ، و آن ، آن بود كه زن عدّت به أقراء دارد ، چون مرد خواهد كه رجعت كند ، گويد : من حيض سوم ( 1 ) بديدم . عبد اللَّه عبّاس و قتاده و مقاتل گفتند :
مراد آبستنى است و فرزند .
و معنى آيت آن بود كه : حلال نباشد زن را كه آنچه خداى آفريده باشد در رحم او از حيض و حمل پنهان دارد تا حقّ مرد ضايع كند از رجعت يا فرزند ، براى آن كه اگر حيض سوم ( 2 ) نديده باشد ، گويد : ديدهام ، حقّ مردم باطل كرده باشد در رجعت ، و اگر حمل پنهان كند نسب ( 3 ) فرزند از پدر بريده باشد .
* ( إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * ، اگر ايمان دارند به خداى و روز باز پسين ، و معنى آن است كه : هر كه ايمان دارد به خداى و روز قيامت ، اين حكم فرو نگذارد ، و اين كتمان ( 4 ) نكند ، معنى ( 5 ) آن است كه : اين حكم مؤمنان را لازم است دون كافران را ، و لكن اين شرط براى آن كرد كه مؤمنان را ايمان به خداى و قيامت بايد تا مانع بود از اين ، چنان كه يكى از ما گويد كسى را : اگر تو مسلمانى ، تو را ( 6 ) اين نشايد كردن ! يعنى كه مسلمانى بايد تا منع كند تو را از اين .
قوله : * ( وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ ) * ، « بعول » جمع بعل آمد ( 7 ) و « تا » براى مبالغت آورد در جمع ، كالذّكورة و الخيوطة و السّبورة ( 8 ) ، يقال : تبعّلت المرأة اذا تزوّجت ، و منه
قوله - عليه السّلام : جهاد ( 9 ) المرأة حسن التبعل
، و أراد ملاعبة الرّجل اهله و المرأة زوجها ،
هامش
( 1 ) . مج ، وز : سهام ، دب ، آج ، لب : سيوم ، فق ، مب : سيم .
( 2 ) . مج ، وز : سهام ، دب : سيوم ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سيم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : نسبت .
( 4 ) . لب : گناها ، فق : گنهها ، مب ، مر : گناهان .
( 5 ) . اساس با خطى متفاوت از متن افزوده « نه » ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر آيت .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر از .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : باشد .
( 8 ) . كذا در اساس ، مج ، وز : البسورهء ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : البشوره .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : و جهاد .