خورند ( 1 ) كه با حلال خود مقاربت نكنند ، با ايشان چهار ماه مدارا بايد كردن . و گفتهاند : « تربّص » ، از مقلوب است ، « تصبّر » باشد ، چون : جبذ و جذب ( 2 ) ، و آن انتظار باشد خيرى يا شرّى را كه به كسى فرود آيد ( 3 ) ، و منه قوله تعالى : فَتَرَبَّصُوا بِه حَتَّى حِينٍ ( 4 ) . و قوله : نَتَرَبَّصُ بِه رَيْبَ الْمَنُونِ ( 5 ) ، و قال الشّاعر :
تربّص بها ريب المنون لعلَّها
تطلَّق يوما او يموت حليلها
و از شرايط « ايلاء » آن بود كه سوگند بخورد به خداى تعالى يا به نامى از نامهاى مختصّ به او ، بر وجهى كه لغو ( 6 ) نباشد كه : با زن مقاربت نكند بر وجه اضرار ، هر گه كه اين شرايط حاصل بود مرد مولى باشد ، و هر گه كه از اين شرايط چيزى مختلّ بود ايلاء نباشد ، و اين مذهب امير المؤمنين على است و عبد اللَّه عبّاس و حسن بصرى .
نخعى گفت و شعبى و ابن سيرين : « ايلاء » ، در غضب باشد . سعيد بن المسيّب گفت : آن بود كه سوگند خورد كه با زن سخن نگويد ، و هر گه كه إيلاء براى صلاحى كند از آن كه زن كودك را شير دهد تا حملى پيدا نشود كه شير زده گردد كودك ، اين جا حكم إيلاء نكنند ، براى آن كه غرض او مصلحت است نه اضرار .
چون چنين باشد ، و مرد مقام كند بر اين سوگند و كفّارت نكند ( 7 ) سوگند را ، زن مخيّر باشد از « آن كه صبر كند بر اين ايذاء ، و از ميان آن او را رفع كند بر حاكم ، چون رفع كند او را بر حاكم ، او را چهار ماه مهلت دهد ، و هو قوله : * ( تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ) * ، تا ( 9 ) انديشه كند ، يا طلاقش دهد ، يا كفّارت سوگند بكند و با سر مقاربت شود . اگر امتناع كند از اين و از آن ، حاكم او را حبس كند و طعام و شراب به دو ( 10 ) تنگ كند تا آنگه كه از دو گانه ( 11 ) يكى بكند : امّا رجوع و امّا طلاق .
اگر طلاقش دهد از او جدا شود و عدّت بايد داشتن از روز طلاق ، و اگر مرد
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خوردند .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج : جذب و جبذ .
( 3 ) . مب : فرود آرند .
( 4 ) . سورهء مؤمنون ( 23 ) آيهء 25 .
( 5 ) . سورهء طور ( 52 ) آيهء 30 .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كفر .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ميان .
( 9 ) . وز : يا .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب : بر او .
( 11 ) . مب ، مر : دو كار .