تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
جمله سوگند باشد و بر او كفّارت واجب بود . اگر گويد ( 1 ) : اقسمت ، آنگه گويد : غرض من سوگند نبود از او بشنوند ( 2 ) ، براى آن كه سوگند به نيّت منعقد شود ، و اين لفظى است محتمل ، روا بود كه سوگند خواهد به دو ، و روا بود كه خبر خواهد ( 3 ) ، از آن كه در روزگار گذشته سوگندى خورده‌ام . و شافعى گفت : قبول كنند ، فيما بينه و بين اللَّه . امّا كه در حكم قبول كنند يا نكنند ، شافعى را دو قول است . چون گويد : اقسمت ، و نگويد باللَّه ، اين سوگند نباشد ، سواء اگر نيّت سوگند كند و اگر نكند ، و شافعى همچنين ( 4 ) گفت . و ابو حنيفه گفت : سوگند باشد ، اگر نيّت كند و اگر نه . و مالك گفت : اگر در نيّت او سوگند باشد سوگند بود ، و الَّا نبود ، چون گويد : لعمر اللَّه ، و نيّت سوگند كند سوگند باشد ، و اهل عراق همچنين گفتند . و اصحاب شافعى مختلف شدند بر دو وجه چون گويد : و حقّ اللَّه ، سوگند نباشد اگر قصد سوگند كند و اگر نه ، و ابو حنيفه و محمّد همچونين گفتند ، و شافعى گفت : چون نيّت سوگند كند سوگند باشد . و ابو يوسف همچنين گفت ، گفت چون گويد : باللَّه و تاللَّه ، و سوگند نخواهد ( 5 ) سوگند نبود . و چون گويد : نيّت سوگند نكرده بودم ، هم از او بشنوند ، و شافعى گفت چون گويد : باللَّه ، اگر به نيّت سوگند گفته باشد [ سوگند بود ] ( 6 ) ، و اگر گويد : به نيّت سوگند نگفتم ، از او بشنوند ( 7 ) براى آن كه لفظ محتمل است سوگند را ، و اين معنى را كه باللَّه أستعين . و امّا « و اللَّه » ( 8 ) و « تا اللَّه » ، در آن دو قول باشد او را . چون گويد : « اللَّه » به كسر « ها » بى حرف قسم سوگند نباشد ، و شافعى و اصحابش هم اين گفتند ، مگر ابو جعفر الاسترابادىّ من اصحاب الشّافعىّ كه او گفت ( 9 ) : سوگند باشد . چون گويد :
هامش
( 1 ) . مب : گويند . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نشنوند . ( 3 ) . مب ، مر : خواهند . ( 4 ) . آج : همچونين . ( 5 ) . لب ، مب ، مر : بخواهد ، فق : خواهد . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق : نشنوند . ( 8 ) . دب ، مب ، مر : باللَّه . ( 9 ) . اساس : با خطى متفاوت از متن اينچنين ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .