* ( وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوه ) * ، و بدانى كه شما را با پيش او مىبايد شدن ، و حساب با او دادن . و حقيقت ملاقات بر خداى روا نباشد ، چه حقيقت او مقابلت و مقاربت بود ، و اين بر اجسام روا بود ، پس معنى محاسبه و مجازات باشد .
و دليل بر اين ، آن است كه آيت وارد است مورد وعيد و تهديد و تنبيه بر عمل صالح ، و زجر از معصيت [ 290 - ر ] ، و مخالفت ( 1 ) ، و تقدير آن كه : انّكم ملاقوا ثوابه او عقابه على ما تستحقّون ( 2 ) ، و بدانى كه شما ملاقى ثواب او يا عقاب او خواهى بودن بر حسب آنچه مستحقّ باشى آن را .
* ( وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، و بشارت ده مؤمنان را . و « بشارت » ، هر چيزى بود متضمّن خير و نفع را كه سرور ( 3 ) آن بر بشره پيدا شود .
قوله : * ( وَلا تَجْعَلُوا اللَّه عُرْضَةً لأَيْمانِكُمْ ) * ، كلبى گفت آيت در عبد اللَّه رواحه آمد كه او سوگند خورده بود كه با دامادش بشير بن النّعمان خير و احسان و مبرّت نكند ، براى وحشتى كه از ميان ايشان رفت ( 4 ) . هر گه كه او را گفتندى كه در حقّ او خيرى بكن و توسّطى كن از ميان او و خصوم او و اصلاح بعضى كارها او گفتى : من سوگند خوردهام كه اين نكنم ، و مرا روا نباشد خلاف سوگند كردن ( 5 ) ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد .
مقاتل بن حيّان گفت : آيت در حقّ ابو بكر الصّدّيق آمد ( 6 ) كه سوگند خورده بود كه با پسرش خيرى نكند - عبد الرّحمن - تا اسلام آرد ( 7 ) .
ابن جريج گفت : آيت در او آمد كه او سوگند خورد كه با مسطح بن اثاثه هيچ خير نكند براى آن كه او در حديث افك خوضى كرده بود .
و « عرضة » فعله باشد به معنى مفعول ، كالجرعة و الاكلة و اللَّقمة و غير ذلك . و « عرضة » ، چيزى بود كه در معرض كارى نهند ، و اصل يا از « عرض » باشد و هو الجانب ، يا از عرض مصدر عرضت عليه الامر عرضه كردن چيز ( 8 ) و چيزى كه
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : يستحقّون .
( 3 ) . مج ، وز : شرور .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مر : برفت ، مب : رفته بود .
( 5 ) . مر : سوگند خوردن .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر : ابو بكر آمد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : نيارد .
( 8 ) . مج ، وز ، لب ، فق ، مب ، مر : خير .