تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كردن بر عموم اوليتر باشد . قوله : * ( نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ ) * - الاية ، سعيد جبير گويد ( 1 ) از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت عمر خطَّاب بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! هلكت و اهلكت ، [ گفت ] ( 2 ) : هلاك شدم [ 288 - پ ] و ديگرى را هلاك كردم . رسول - عليه السّلام - گفت : چه كردى ؟ گفت : حوّلت البارحة رحلي ، دوش رحل برگردانيدم . رسول - عليه السّلام - جواب نداد ، جبريل آمد و اين آيت آورد : * ( نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ ) * ، زنان شما كشتزار شمااند . * ( فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ) * ، به كشتزار خود آيى آن جا كه خواهى ، پس از آن كه از موضعى ديگر اجتناب كنى و از ايّام حيض . محمّد بن المنكدر روايت كرد از جابر عبد اللَّه انصارى كه او گفت كه : جهودان دعوى كردند كه هر كس كه با حلال خود خلوت كند از جاى ( 3 ) معتاد و لكن از خلف ، فرزند احول آيد . رسول را - عليه السّلام - پرسيدند از اين حديث ، گفت : كذبت ( 4 ) اليهود ، جهودان دروغ گفتند . خداى تعالى تصديق رسول را و تكذيب يهود را اين آيت فرستاد . قولى دگر در سبب نزول آيت آن است كه : كافران مدينه در بعضى كارها اقتدا كردندى به جهودان پيش از آمدن رسول - عليه السّلام - و جهودان را عادت چنان بود كه با زنان خلوت كردندى على حرف ، اى على جنب . و قريش را عادت چنان بود ( 5 ) كه شرح كردندى اعنى ( 6 ) كشف . چون رسول - عليه السّلام - هجرت كرد ، يكى از جمله مهاجر زنى انصارى را بخواست ، به وقت خلوت خواست كه با او نزديكى كند بر عادت ايشان ، امتناع كرد و گفت : اگر بر عادت ما بباشى ( 7 ) و الَّا اجتناب كن ، و در اين باب از ميان ايشان گفتا گوى ( 8 ) رفت و اين حديث به رسول رسيد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفت . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . دب : نه در جاى ، مب : در موضع : بقيّه نسخه بدلها : در جاى . ( 4 ) . وز : كذب . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بودى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : يعنى . ( 7 ) . اساس : به صورت « نباشى » هم خوانده مىشود . ( 8 ) . مج ، وز : گفت گوى ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت و گوى .