سعيد مسيّب ( 1 ) روايت كند از ابو هريره از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كه گفت : هر كه او با زن حايض قربت كند و او را فرزندى آيد [ 287 - ر ] ، و آن فرزند را جذام ( 2 ) بود ، گو كس را ملامت مكن جز خويشتن را ، و هر كه او روز شنبه و چهارشنبه خون گيرد و او را برص ( 3 ) رسد ، گو ملامت خويشتن را كن .
عايشه روايت كند كه : يك شب با رسول - صلوات اللَّه و سلامه عليه و إله ( 4 ) - خفته بودم ، مرا حالت عذر پيدا شد ، از بستر بجستم و كناره اى گرفتم . رسول - صلوات اللَّه و سلامه عليه و إله ( 5 ) - گفت : چه بود تو را ؟ مگر حائض شدى ؟ گفتم :
آرى . گفت : ازار را بند سخت كن و بازآى و به جاى خود بخسپ . و امّ سلمه مانند اين روايت كند ، و مانند اين روايت است از ميمونه زوجة النّبي - صلوات اللَّه و سلامه عليه و إله ( 6 ) .
عايشه گويد ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ( 7 ) - مرا گفت : آن نماز كن ( 8 ) مرا ده . من گفتم : يا رسول اللَّه ! من حائضم ، گفت :
ان حيضتك ليست في يدك
، حيضت در دست نيست .
و از او پرسيدند كه : شايد كه با حائض نان خورند ؟ گفت : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ( 9 ) . با من از يك اناء آب خوردى و از يك قدح . و گاه او ( 10 ) اوّل خوردى و من دوم ، و گاه من اوّل خوردمى و او دوم ، [ و اعتبار كردم نيك ، دهن هم آن جا بنهادى كه من نهاده بودمى ] ( 11 ) .
اين اخبار دليل مىكند بر آن كه از ( 12 ) حائض هيچ حرام نيست مگر وطى او در فرج . و امّا ديگر چيزها همه ( 13 ) رواست ، به خلاف آن كه گبركان و ترسايان كردند ،
هامش
( 1 ) . مج ، وز : سعيد بن مسيّب .
( 2 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : جزام .
( 3 ) . مج ، وز ، دب : مرضى ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : برصى .
( 7 - 5 - 4 ) . همهء نسخه بدلها : رسول عليه السّلام .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : صلَّى اللَّه عليه و آله .
( 8 ) . مج : نمازگه ، وز : نمازگر ، آج ، لب ، فق : نماز كفى ، مب ، مر : نماز كنى .
( 9 ) . مج ، وز : رسول اللَّه ، دب ، آج ، لب ، فق : رسول عليه السّلام .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، مر : گابودى .
( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 12 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : هم .