چهار حالت باشد : يكى آن كه تميز داند ( 1 ) و فرق از ميان اين خونها كه حيض و استحاضه بود بر آن كار بايد كردن .
دوم آن كه : تميز نداند و مشتبه شود بر او ، بر عادت زنانى كه خويش ( 2 ) او باشند كار كند . سيم ( 3 ) آن كه : خويش ندارد ، بر عادت زنانى كه بر سنّ او باشند كار كند .
چهارم آن كه : نه خويشان دارد ( 4 ) و نه همسالان . از ماه اوّل سه روز نماز رها كند ، و از ماه دوم ده روز كه اين اكثر حيض است و آن اقلّ ، يا نه ، از هر ماهى هفت روز نماز دست بدارد ، مخيّر است او از ميان اين هر دو .
و آن كه مبتدأ نباشد او را نيز چهار حال است : يكى آن كه او را عادتى باشد بى تمييز بر آن كار كند . دوم آن كه : او را عادت باشد و تمييز باشد ( 5 ) بر عادت كار كند . سيّم ( 6 ) آن كه : او را تمييز باشد بىعادت ، بر تمييز ( 7 ) كار كند . چهارم آن كه : او را عادت و تمييز ( 8 ) نباشد از هر ماه هفت روز نماز نكند ، اين جمله مذهب ماست ، و مذهب ابو حنيفه و اهل عراق در اقلّ و اكثر ايّام حيض موافق مذهب ماست . و همچنين مذهب حسن بصرى هم اين است . و مذهب شافعى و اهل مدينه آن است كه : اقلّ حيض شبانروزى بود و بيشترش پانزده روز . و بعضى فقها را مذهب آن است كه : آن را حدّى محدود نيست ، مادام تا خون بيند حايض باشد ، نماز نكند .
و اقلّ طهر ده روز بود ، و جمله فقها خلاف كردند ، گفتند : پانزده روز باشد و در آن حكمهاى بيستگانه اى ، در بيشتر مسائل شافعى موافقت كرد ما را .
و مالك [ 285 - پ ] خلاف كرد در قراءت قرآن ، گفت : اگر مدّت دراز شود و ترسد از فراموشى روا بود كه خواند ، امّا دخول المساجد ، و مسّ المصحف ، و كتابة القرآن ، و اعتكاف ، و طواف ، و نماز ، و روزه ، و وجوب قضاى روزه دون نماز ، شافعى و بيشتر فقها موافقت كردند .
امّا در كفّارت و طى حايض در اوّل دينارى ، و ( 9 ) ميانه نيم دينار ، و آخر دانگى
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نداند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : خويشان .
( 6 - 3 ) . مج ، وز : سهام .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : خويشان باشند او را .
( 5 ) . اساس : نباشد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 - 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تميز .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب : و در .