تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
من پيش از اين به هشت ماه ايمان آورده‌ام ، و اقرار داده كه : خداى تعالى يكى است ، و تو رسول اويى به حق . رسول - عليه السّلام - گفت : انت من القوم لك ما لهم و عليك ما عليهم ، گفت تو از اينانى آنچه ايشان را بود تو را بود ، و آنچه بر ايشان بود بر تو بود ، گفت : پس براى چيست كه من خطبت كردم با هر يك از اينان كه حاضراند كس اجابت نكرد مرا ، و هيچ منع نمىدانم جز دمامت وجه ( 1 ) و سواد لون ( 2 ) ، و الَّا من در ميان قوم خود حسبى دارم از بنى سليم ، و پدران من معروفانند ، و لكن غلبني ( 3 ) سواد أخوالي ، و لكن ( 4 ) غلبه كرده است بر من سواد خاليانم . رسول - عليه السّلام - گفت : عمرو بن وهب حاضر است ؟ و او مردى بود از ثقيف ، و در ( 5 ) صعوبت جانبى و انفه اى ( 6 ) بود . گفتند نه يا رسول اللَّه ، اعرابى را گفت : تو خانه او دانى ؟ گفت : دانم ، گفت : به خانه او رو و در بزن زدنى برفق ( 7 ) ، و چون در سراى شوى سلام كن و بگوى كه : رسول - عليه السّلام - دختر تو را به من داد - و او دخترى داشت ذات جمال و عقل و عفاف . بيامد و در بزد و در بگشاد ( 8 ) چون سواد و دمامت او ديدند ، كاره شدند و اظهار كراهت كردند . او گفت : رسول - عليه السّلام - دختر تو را به من داد ، او را زجر كردند [ و رد كرد ( 9 ) ] ( 10 ) ردّى قبيح . مرد برخاست و بيرون آمد ( 11 ) ، دختر گفت : يا پدر ! برو و اين حال بدان ، اگر پيغامبر - عليه السّلام - مرا به او داده است ، من راضىام [ به آنچه رسول ] ( 12 ) خداى كرد . مرد بر اثر او بيرون آمد ، او با پيش رسول رفته بود و شكايت كرده ( 13 ) ، مرد در پيش رسول آمد ، رسول - عليه السّلام - گفت : [ يا هذا ] ( 14 ) تويى كه رسول مرا رد كردى و زجر
هامش
( 1 ) . مج : دمامة الوجوه ، ديگر نسخه بدلها : دمامة الوجه . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : سود اللَّون . ( 3 ) . مج ، وز : غلبتى . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : و الَّا آن كه . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز : انفة . ( 7 ) . لب ، فق ، مب ، مر : بر وفق . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز آج ، لب ، فق بگشادند . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : كردند . ( 10 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج افزوده شد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها چون مرد بيرون آمد . ( 12 ) . اساس : در قسمت نو نويس آورده است : « كه او به حكم » كه با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب ، مر : كرد . ( 14 ) . اساس : در قسمت نو نويس آورده است : « او را » كه با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .