تا به مغرب در آن جا موج مىزند .
آنگه گفت :
و ازيدكم يا اهل الشام
، زيادت كنم براى شما اى اهل شام . رسول - عليه السّلام - گفت :
و الذي بعثني بالحق
، به آن خداى ( 1 ) كه مرا به حق ( 2 ) بفرستاد ، كه شارب خمر فرداى قيامت مىآيد سيه روى ، از رق چشم ، لبها از دهن باز افتاده ، آب از دهنش مىرود ، هر كه او را بيند از اوش نفرت آيد .
و ازيدكم يا اهل الشام
، رسول - عليه السّلام - گفت : شارب خمر تشنه بميرد ، و در گور تشنه باشد ، و روز قيامت تشنه برخيزد ، و هزار سال بانگ مىدارد كه :
وا عطشاه ! پس از هزار سال آبى بيارند چون دردى زيت كه بنزديك دهن برد ، رويش بريان كند و دندانهايش در آن كاس ( 3 ) افتد ، و چشمهايش بيرون آيد تا همه باز خورد .
چون خورده باشد ، هر چه در شكمش باشد گداخته شود .
و ازيدكم يا اهل الشّام ( 4 ) ، رسول - عليه السّلام - گفت : شارب الخمر مىآيد روز قيامت ، حق تعالى گويد : بگيرى اين را ، هفتاد هزار فريشته روى به او نهند و در او آويزند ، و او را در روى ( 5 ) مىكشند ، و فرشتگان عذاب از پيش ( 6 ) [ 279 - پ ] باز آيند ( 7 ) با سلاسل و اغلال ، بر روى او مىزنند تا او دهن باز كند ، طعامى در دهن او نهند :
كَأَنَّه رُؤُسُ الشَّياطِينِ ( 8 ) ، چون سرهاى ديوان ، آن به گلوش فرو نشود ، و كرم از آن جا بيرون مىآيد و در دهن و كام و شكم او مىافتد ، او چون وحوش ( 9 ) در بيابان مىرمد .
و ازيدكم يا اهل الشام
، رسول - عليه السّلام - گفت : شرب خمر در ديوان شارب الخمر ( 10 ) ، از بالاى همه گناهان او بشود چنان كه درخت ( 11 ) بلند از بالاى همه درختان برود .
و ازيدكم يا اهل الشام
، رسول - عليه السّلام - گفت : هر كه فرزندش را خمر
هامش
( 1 ) . مح ، مر : خدايى .
( 2 ) . مب : به خلق .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كاسه .
( 4 ) . مب زيادت كنم از براى شما اى اهل شام .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به روى .
( 6 ) . مر او .
( 7 ) . مب ، مر : مىآيند ، بقيّه نسخه بدلها : آيند .
( 8 ) . سورهء صافات ( 37 ) آيهء 65 .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : وحش .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت در شرب خمر شارب خمر .
( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : درختى .