تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
مىآرد به نام هر كسى ، هر ( 1 ) مرد را كه به نام او آن تير بر آمده باشد ، آن نصيب كه بر او نوشته باشد ( 2 ) مىدهد . و « نصيب » را از اين جا سهم خوانند كه نصيب بر آن تير نوشته بود ( 3 ) . و تير به تازى سهم باشد . پس اگر از آن تيرها بىنصيب به نام كسى بر آيد خلاف كرده‌اند . بهرى گفتند : هيچ ( 4 ) نگيرد ، و بهاى شتر جمله غرامت كنند او را . و بهرى گفتند : چيزى ندهند او را و غرامت نكنند بر او ، و آن [ تير را لغو گويند ] ( 5 ) ، و دگر باره به نام او ديگرى بر آرند ، آنگه آنچه برده باشند برنگيرند ( 6 ) ، بل به درويشان دهند ، براى اين كار ايشان به قمار [ باختن ] ( 7 ) فخر آورند كه در آن خيرى ( 8 ) به درويشان رسد ، و آن را كه به آن مشغول نباشد ( 9 ) ، او را بنكوهند و ذمّ كنند ، و به تازى او را « برم » خوانند ، قال متممّ بن نويره :
و لا برما تهدى النّساء لعرسه اذا القشع في برد الشّتاء تقعقعا
عبد اللَّه مسعود روايت كند كه شطرنج و نرد حرام است و همه بازى حرام است ( 10 ) ، و در دوزخ است تا بازى كردن به جوز و كعب . و ابو صالح روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : « ميسر » قمار است ، و جمله در دوزخ است . و روايت كرده‌اند كه : عبد اللَّه مسعود بگذشت به جماعتى كه شطرنج مىباختند ، گفت : ما هذِه التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ ( 11 ) . و رسول - عليه السّلام - گفت : من لعب بالنّرد فقد عصى اللَّه و رسوله ، هر كه به نرد بازى كند ، در ( 12 ) خدا و پيغامبر عاصى باشد . عبد اللَّه بن عمرو ( 13 ) گفت : خواندم در بعضى كتابهاى منزل كه « هر كه او شطرنج بازد بر سبيل قمار ، همچنان بود كه گوشت ( 14 ) خوك خورده ، و هر كه بازد نه به قمار ،
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : هر كدام . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بودند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : باشد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها نصيب . ( 7 - 5 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . مج ، وز : برگيرد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر نگيرد . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : چيزى . ( 9 ) . اساس : باشد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها و قمار همهء حرام است . ( 11 ) . سورهء انبياء ( 21 ) آيهء 52 . ( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : در نزد . ( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عبد اللَّه بن عمر . ( 14 ) . مج ، وز : گوشتك ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گوشت سگ .