* ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ، « امنوا » اى صدّقوا ، ايمان آرند و تصديق كنند و هجرت كنند و خانه و مسكن خود رها كنند در رضاى خدا ، و در سبيل خداى تعالى جهاد كنند . * ( أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّه ) * ، ايشان اميد رحمت خداى دارند . آيت به ( 1 ) تسلَّى ايشان فرستاد تا آيس نشوند و اميد بر ندارند . * ( وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، و خداى تعالى آمرزنده و بخشاينده است ، بيامرزد گناهكاران را به رحمت .
قوله : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ) * ، جماعتى مفسّران گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى صحابه رسول پيش رسول آمدند ، و گفتند : يا رسول اللَّه ! افتنا فى الخمر و الميسر فانّهما مذهبة للعقل مسلبة للمال ، ما را فتوا كن در باب خمر و قمار كه اين هر دو عقل برنده و مال رباينده است ( 2 ) ، مصدر به جاى اسم فاعل بنهاد مبالغت را ( 3 ) . خداى تعالى اين آيت فرستاد .
جماعتى مفسّران روايت كردند كه : خداى تعالى در خمر چهار آيت فرستاد ، به مكّه اين آيت فرود آمد : وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْه سَكَراً ( 4 ) . . . ،
اى مسكرا على احد القولين ، و آنگه حلال بود ، چون معاذ حبل و جماعتى از صحابه با رسول - عليه السّلام - در اين باب مراجعتى كردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه :
* ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ . ) * جماعتى دست بداشتند و جماعتى دست بنداشتند براى منافعى كه در او بود . تا روزى عبد الرّحمن بن عوف مهمانى كرد و طعامى بساخت و جماعتى را حاضر كرد . چون طعام بخوردند ، ايشان را خمر آورد ، و ايشان خمر خوردند و اين آنگه بود كه خمر هنوز حلال بود . نماز شام در آمد و ايشان مست شده بودند ، يكى را پيش داشتند تا نماز كنند به ايشان ، الحمد برخواند و قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ( 5 ) ، و در او بخواند كه : اعبد ما تعبدون ( 6 ) ، و همچنين تا آخر بى « لا » كه حرف نفى است .
هامش
( 1 ) . مب ، مر : آيت از جهت .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : ربانيدهاند .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ ) * ، مىپرسند تو را از خمر .
( 4 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 67 .
( 5 ) . سورهء كافرون ( 109 ) آيهء 1 .
( 6 ) . سورهء كافرون ( 109 ) آيهء 2 .