قوله : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ ( 1 ) ، و ابو على قول فرّاء را رد كرد و گفت سؤال از قتال ماه حرام افتاد ، نه از قتال در مسجد الحرام .
و آنچه سبب نزول است از قصّه عبد اللَّه جحش دليل اين مىكند ، دگر طول الكلام و آن كه وهم سابق نشود به آن كه عطف مسجد بر شهر باشد .
و امّا قول آن كس كه گفت : عطف است بر ضمير مجرور في قوله « به » اى باللَّه و المسجد الحرام خطاست ، براى آن كه عرب عطف نكنند اسم ظاهر را بر ضمير مجرور متّصل ، الَّا آنگه كه حرف جرّ باز آرند ، لا يقال : مررت به و زيد ، و انّما يقال :
مررت به و بزيد ، براى آن كه جار و مجرور بمنزله اسمى ( 2 ) واحد باشد ، و العطف على بعض الاسم لا يصح .
و امّا قول آن كس كه گفت : « و صدّ » ، « و كفر » معطوف است بر « كبير » قول او فاسد است ، براى فساد معنى ، و آن آن است كه اگر گويند : قتال ماه حرام « كبير » است و « صدّ » است ، معلوم است كه « صدّ » نيست ، اگر گويند : سبب « صدّ » است ، گوييم : « صدّ » حاصل بود ، و اين سبب كه قتال است نبود ، دگر آن كه :
* ( وَكُفْرٌ بِه ) * اگر عطف باشد بر « كبير » بايد تا كفر [ 277 - ر ] بود و اين خلاف اجماع است .
دگر آن كه خداى آيت بدان فرستاد تا حجّت بود مسلمانان را بر كافران ، و حجّت آنگه باشد كه چنين بود كه ما گفتيم ، و اگر چنان باشد حجّت كافران را بود بر مسلمانان چون قتال كبير ( 3 ) باشد و صدّ و منع باشد و كفر باشد ، اين همه قوّت قول كافران بود ، و آيت براى ايشان آمده باشد و مخالف بود سبب نزول را ، پس نظم آيت چنين است كه : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ ) * ، اى قتال الشّهر الحرام ، قل قتاله كبير و الصّدّ عن سبيل اللَّه و عن المسجد الحرام و الكفر به ، اى باللَّه و إخراج اهله ، اى اهل المسجد الحرام اكبر عند اللَّه ، اى هذه الأشياء باجمعها اكبر عند اللَّه ، يعنى اين كه شما كرديد بزرگتر است و شنيعتر در باب كبيره اى از قتال در ماه حرام ، اين به حجّت
هامش
( 1 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 25 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : اسم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : كبيره .