دو گانه يكى خواهم ، خلاف آن خواسته باشم به خود كه خداى به من خواسته است ، و من نخواهم كه خواست من در خلاف خواست خداى بود ، مرا به اين فضول چه كار است ! من بنده مملوكم ، خداوند من آنچه صلاح من باشد به داند ، خود مىكند .
گفتند : رابعة العدويّة هر گاه كارى بر او سخت شدى ، در ميان سراى مىگشتى و مىگفتى [ 273 - پ ] :
تحكّم يا الهي كيف شئتا
فإنّي قد رضيت بما رضيتا
ترفّق في عذابك لي قليلا
و لا تعجل فمثلى ( 1 ) لن يفوتا ( 2 )
* ( يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ ) * ، ظاهر آيت چنان است كه سؤال از نفقه است كه ما چه نفقه كنيم . و جواب دليل آن مىكند كه سؤال از آنان افتاد كه نفقه با ايشان صرف شود ، و خداى تعالى از هر دو جواب داد ، و ممكن باشد كه سؤال از اين افتاد ، و لكن حق تعالى براى بيان را ( 3 ) آنچه پرسيدند و ( 4 ) آنچه نپرسيدند جواب كرد آن را از اين جا گفت : * ( وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّه بِه عَلِيمٌ . ) *
و بعضى مفسّران گفتند : آيت در عمرو بن الجموح آمد ، كه او مردى پير بود و مال بسيار داشت . از رسول - عليه السّلام - پرسيد كه : من چه نفقه كنم و بركه نفقه كنم ؟
خداى تعالى اين آيت فرستاد ، جواب اين آمد : * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد : * ( ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ ) * ، آنچه هزينه كنى * ( مِنْ خَيْرٍ ) * ، مراد به اين « خير » مال است بلا خلاف براى قرينه انفاق از خير ، يعنى از مال . * ( فَلِلْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ ) * ، بر مادر و پدر بايد كردن و خويشانى كه نزديكتر باشند .
عبد اللَّه مسعود روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
اليد العليا خير من اليد السفلى و ابدأ ( 5 ) به من تعول امك و اباك و اختك و اخاك و ادناك فأدناك
، گفت :
دست زيرين به باشد از دست زيرين ، و ابتدا به آن كس كن كه عيال تو باشد - مادر و پدرت و خواهر و برادرت ، پس از آن ، آن كه نزديكتر باشد پس نزديكتر .
ابو هريره روايت كند كه : مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! من
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بمثلى .
( 2 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر : تقونا .
( 3 ) . همه نسخه بدلها از .
( 4 ) . مج ، وز ، دب ، مر از .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ابدأ .