تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
دو گانه يكى خواهم ، خلاف آن خواسته باشم به خود كه خداى به من خواسته است ، و من نخواهم كه خواست من در خلاف خواست خداى بود ، مرا به اين فضول چه كار است ! من بنده مملوكم ، خداوند من آنچه صلاح من باشد به داند ، خود مىكند . گفتند : رابعة العدويّة هر گاه كارى بر او سخت شدى ، در ميان سراى مىگشتى و مىگفتى [ 273 - پ ] :
تحكّم يا الهي كيف شئتا فإنّي قد رضيت بما رضيتا
ترفّق في عذابك لي قليلا و لا تعجل فمثلى ( 1 ) لن يفوتا ( 2 )
* ( يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ ) * ، ظاهر آيت چنان است كه سؤال از نفقه است كه ما چه نفقه كنيم . و جواب دليل آن مىكند كه سؤال از آنان افتاد كه نفقه با ايشان صرف شود ، و خداى تعالى از هر دو جواب داد ، و ممكن باشد كه سؤال از اين افتاد ، و لكن حق تعالى براى بيان را ( 3 ) آنچه پرسيدند و ( 4 ) آنچه نپرسيدند جواب كرد آن را از اين جا گفت : * ( وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّه بِه عَلِيمٌ . ) * و بعضى مفسّران گفتند : آيت در عمرو بن الجموح آمد ، كه او مردى پير بود و مال بسيار داشت . از رسول - عليه السّلام - پرسيد كه : من چه نفقه كنم و بركه نفقه كنم ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد ، جواب اين آمد : * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد : * ( ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ ) * ، آنچه هزينه كنى * ( مِنْ خَيْرٍ ) * ، مراد به اين « خير » مال است بلا خلاف براى قرينه انفاق از خير ، يعنى از مال . * ( فَلِلْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ ) * ، بر مادر و پدر بايد كردن و خويشانى كه نزديكتر باشند . عبد اللَّه مسعود روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : اليد العليا خير من اليد السفلى و ابدأ ( 5 ) به من تعول امك و اباك و اختك و اخاك و ادناك فأدناك ، گفت : دست زيرين به باشد از دست زيرين ، و ابتدا به آن كس كن كه عيال تو باشد - مادر و پدرت و خواهر و برادرت ، پس از آن ، آن كه نزديكتر باشد پس نزديكتر . ابو هريره روايت كند كه : مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! من
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بمثلى . ( 2 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر : تقونا . ( 3 ) . همه نسخه بدلها از . ( 4 ) . مج ، وز ، دب ، مر از . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ابدأ .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 187 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي