من او را ابتلا كردم به اين بلا تا به آن منزلت برسد ( 1 ) .
[ و اين خبر با اصول موافق نيست براى آن كه به مثل انتها عوض ابتدا توان كردن ، چه عوض از تعظيم و تبجيل عارى بود به مثل ثواب ابتدا نتوان كردن كه نا مستحق را تعظيم كردن از حكيم نيكو نباشد ] ( 2 ) ، و آيت دليل آن مىكند كه به بهشت دشخوار ( 3 ) توان رسيدن الَّا به تحمّل مكاره و مشاقّ ، و منه
قوله : صلَّى اللَّه عليه و آله : حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات ( 4 ) .
و در خبر است كه : چون خداى تعالى بهشت بيافريد ، جبريل را گفت : در بهشت بگرد و ببين . جبريل در بهشت بگرديد ( 5 ) ، گفت : بار خدايا ! نه همانا كه هيچ كس باشد كه [ در ] ( 6 ) اين جاى نيايد ،
فلما حفت بالمكاره .
چون پرچين ( 7 ) او به شدائد و محن و تكاليف شاقّ بر سر نهاد ، جبريل در آن نگريد ، گفت : بار خدايا ! ترسم كه كس در اين جا نيايد از آن كه اختيار تحمّل اين مشاقّ نكند .
آنگه دوزخ بيافريد ، و گفت : يا جبريل ! برو و ببين . او برفت و بديد ، گفت : بار خدايا ! كس نباشد كه اختيار اين كند و در اين جا شود . آنگاه چون پرچينش ( 8 ) به شهوات بر نهاد ، گفت : بار خدايا ! مىترسم كه كس بنماند كه نه در اين جا آيد .
و در خبر هست كه لقمان پسرش را گفت :
يا بنىّ انّ اللَّه تعالى يجرّب العبد الصّالح بالمحن و البلاء كما يجرّب الذّهب بالنّار ،
گفت : خداى بنده صالح را به بلا چنان ابتلا كند كه زر را به آتش امتحان كنند .
حسن بن محمّد الواعظ ( 9 ) گفت : بكر بن علىّ المصّيصي از جمله ابدال بود ، سى سال بود كه بيمار بود . اصحابش او را گفتند : خواهى كه بهتر شوى از اين بيمارى ؟
گفت : نه . گفتند : خواهى تا بميرى ؟ گفت . نه . گفتند : چگونه ؟ گفت : اگر از اين
هامش
( 1 ) . همه نسخه بدلها : برسيد .
( 6 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مج ، وز ، دب ، فق ، مر : دشوار .
( 4 ) . همه نسخه بدلها بجز مج ، وز و اللَّذّات .
( 5 ) . مج ، وز ، دب ، فق ، مب ، مر و بديد ، آج ، لب و بدويد .
( 7 ) . آج : بر جبينش ، لب ، فق : بر حبس ، مب : بر حيس ، چاپ شعرانى ( 2 / 170 ) : بر جنبين .
( 8 ) . مج : بر جنينش ، آج ، لب ، فق : بر جنش ، مب : برخيش ، چاپ شعرانى ( 2 / 170 ) : جنبين .
( 9 ) . همه نسخه بدلها : حسين بن محمد الواعظ .