تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
الاسلام ، واجب باشد آن از باب وجوب دفع مضرّت بود كه در عقل مقرّر است . انس روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت : ثلاث من اصل الايمان : الكفّ عمّن قال لا إله الَّا اللَّه ، سه چيز از اصل ايمان است : باز ايستادن از آن كه گوينده لا إله الَّا اللَّه باشد ، لا تكفّره بذنب و لا تخرجه من الاسلام به عمل . او را به گناهى كه بكند كافر نگويى ، و به عملى كه كند از [ 274 - پ ] اسلام به در نيارى ، و الجهاد ماض ( 1 ) منذ بعثنى اللَّه الى ان يقاتل آخر امّتى الدّجّال لا يبطله جور و لا عدل ، و دوم جهاد از آنگه كه خداى تعالى مرا بفرستاد تا به آخر زمان كه آخر امّت من با دجّال كارزار ( 2 ) كنند ، روزگار جور يا عدل آن را باطل نكند ، و الايمان بالاقدار ، و ايمان داشتن به قضا و قدر خداى . ابو هريره روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : هر كه بميرد و غزا نكند و يا خود عزم نكند بر غزا ، مات على شعبة من ( 3 ) النّفاق ، او بر شاخى از نفاق مرده باشد . زهرى و اوزاعى گفتند : خداى تعالى جهاد بر مردان نوشته است اگر كنند و اگر نكنند ( 4 ) ، هر كه از ايشان غزا كند فبها و نعم ، و هر كه بنشيند او عدّه است ، يعنى ذخيره . اگر به او استعانت كنند ( 5 ) يارى دهد ، و اگرش برانگيزانند برانگيخته شود ( 6 ) ، و اگر مستغنى باشند از او بنشيند ، و اين موافق مذهب ماست در آن كه جهاد فرض بر كفايت است ، و مذهب شافعى همچنين است . و دليل بر صحّت اين مذهب قوله تعالى : فَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّه الْحُسْنى ( 7 ) . و اگر آنان كه قاعد ( 8 ) بودندى برايشان واجب بودى و ايشان تارك وجوب ( 9 ) بودندى به قعود از جهاد ايشان از خداى تعالى موعود نبودندى بالحسنى كه تأنيث احسن باشد ، بل موعود ( 10 ) بودندى بالسّوأى كه سزاى تارك واجب بود . پس به اين اعتبار معلوم شد كه جهاد فرض بر كفايت است .
هامش
( 1 ) . آج : فرض . ( 2 ) . لب : كالزار . ( 3 ) . آج ، لب : عن . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و . ( 5 ) . مج ، مر و اگر نكنند . ( 6 ) . مب ، مر : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : برانگيزد . ( 7 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 95 . ( 8 ) . مب ، مر : قاعده . ( 9 ) . همه نسخه بدلها : واجب . ( 10 ) . همه نسخه بدلها : موعد .