دينارى دارم . گفت : برو بر خود نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : برو بر اهلت نفقه كن . گفت ديگرى دارم . گفت : برو بر فرزندانت نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : برو بر زير دستانت ( 1 ) نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : تو دانى هر كجا كه خواهى صرف كن .
و رسول - عليه السّلام - گفت : صدقه تو بر درويش صدقه اى باشد ، و بر خويشاوند ( 2 ) دو صدقه باشد ، براى آن كه هم صدقه باشد و هم صله رحم . حق تعالى ابتدا كرد بالاولى فالاولى ، گفت : آنچه تو را باشد از فاضل نفقات ابتدا به مادر و پدر كن ، آنگه به آنان كه به تو نزديكتر باشند ( 3 ) ، هر چه قرابت او نزديكتر باشد ولايت و اوليترى او را بود .
آنگه گفت : چون از آن فاضلى بماند بر ( 4 ) يتيمان براى آن كه بى پدر باشند ( 5 ) و ايشان را كسى نبود كه تولَّاى كار ايشان كند ، و ايشان طفل باشند .
آنگه گفت : « و المساكين » كه ايشان چيزى ندارند ( 6 ) يا كفاف ندارند . آنگه گفت :
* ( وَابْنِ السَّبِيلِ ) * ، و رهگذرى كه او غريب باشد و پناهى ندارد .
جماعتى مفسّران - سدّى و جز او - گفتند : آيت منسوخ است به آيت زكات ، و اين درست نيست براى آن كه در آيت [ 274 - ر ] ، [ حديث ] ( 7 ) قلَّت و كثرت نيست ، و انّما ( 8 ) در آيت ذكر آنان است كه نفقه برايشان بايد كردن ، و نفقه بر ايشان منع نكند از وجوب زكات ، و جمع از ميان هر دو ممكن است .
گروهى دگر گفتند : منسوخ است از وجهى ديگر به آيت مواريث ، و اين هم درست نيست كه وجوب نفقه بر آنان كه ذكر كرد از مادر و پدر و ديگران ، منع نكند از آن كه چون مرده باشند تركه ايشان را مستحقّانى باشند از روى شرع به حسب مصلحتى كه خداى ديده باشد ، پس اين منع نيست از آن ، و آن منع نيست از اين ، و
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : دوستانت .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق : خويشاوندان ، مب ، مر : خويشان .
( 3 ) . مج ، وز ، دب فق : باشد .
( 4 ) . مب : براى .
( 5 ) . همه نسخه بدلها : باشد .
( 6 ) . دب ، آج ، لب : ندارد .
( 7 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : امّا .