ده صحيفه انزله كرد ، آنگه توريت [ 271 - ر ] بر موسى انزله كرد و انجيل بر عيسى .
گفتم : يا رسول اللَّه ! در صحف ابراهيم چه بود ؟ گفت : همه امثال بود ، و توريت موسى ( 1 ) عبر ( 2 ) بود ، مانند آن كه :
عجبا لمن ايقن بالموت كيف يفرح ، و عجبا لمن ايقن بالنار كيف يضحك و عجبا لمن رأى الدنيا و تقلبها بأهلها كيف اطمأن اليها
، عجب از آن كه مرگ به يقين داند ، چگونه شاد شود ! و عجب از آن كه دوزخ به يقين داند و چگونه باز خندد ! و عجب از آن كه دنيا ببيند و تقلَّب او به اهلش چگونه ساكن شود با دنيا ! و اين خبر ايجاب آن نكند كه در اين كتابها هيچ اوامر و نواهى و احكام نباشد .
در دگر خبر آوردهاند كه : انجيل همه وعظ است ، و در خبرى ديگر آمده است كه : زبور همه حكمت است ، و در خبرى ديگر آمده است كه : در توريت هزار حكم بيش نيست از احكام شرع ، خداى تعالى بيشتر در سورة البقره بيان كرد : * ( لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ ) * ، تا بيان كند احكام ( 3 ) را كه در آن خلاف مىكنند ، پس « بيان » را حكم خواند تا اضافه اش ( 4 ) به كتاب درست باشد .
و قولى دگر آن است كه : حكم صاحب كتاب كند ، و لكن براى آن كه به كتاب حكم كند ، و اگر كتاب نبودى او را حكم نبودى ، و حاكم از كتاب حكم كند بر وفق آن كه در كتاب باشد ، براى اين حكم را اضافت كرد به كتاب ، [ و كتاب را ] ( 5 ) حاكم خواند ، چنان كه گفت : هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ( 6 ) . . . ، كتاب سخن نگويد ، انّما بر كتاب سخن گويند ( 7 ) ، و اين چنان است كه خارجيان امير المؤمنين على را گفتند : ما براى آن برگشتيم از تو كه تو مردان را در دين خداى به حاكم ( 8 ) كردى . او گفت :
ما حكّمت الرّجال و لكن حكّمت كتاب اللَّه ،
گفت : من مردان را به حاكم نكردم ، من كتاب خداى به حاكم كردم ، و لكن كتاب سخن نگويد مردم از كتاب سخن گويند .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب همه .
( 2 ) . مر : عبرت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : احكامى .
( 4 ) . مج ، وز : اضافه اش .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . سورهء جاثيه ( 45 ) آيهء 29 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : گويد .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : به حكم