كافران و عاصيان را به عقاب .
ابو هريره روايت كند كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت :
صلوا على انبياء اللَّه و رسله فانّ اللَّه بعثهم كما بعثني ،
گفت صلات ( 1 ) فرستى بر پيغامبران خداى كه ايشان نيز فرستادگان خدااند چنان كه مرا فرستاد .
اگر گويند : نه قاعدت آن است كه زمين نشايد كه از حجّتى خالى باشد ، پس چگونه بود كه خلقان مجتمع باشند بر كفر ، واحدة ؟ جواب ( 2 ) گوييم بر قول آنان كه گفتند بر ايمان مجتمع بودند يا بر بى تكليفى ، اين سؤال نيايد ، و بر قول آنان كه اجتماع بر كفر گفتند ، جواب ايشان آن است كه : حجّت خداى در ميان ايشان مغمور و مقهور بود ، قوّت قهر و غلبه ايشان نداشت ، براى آن خداى تعالى ذكر او ( 3 ) در ميان اينان نكرد .
و قاضى القضاة و ابو مسلم بن بحر گفتند : مراد آن است كه مردم يك امّت بود ( 4 ) ، به آن معنى كه بر ايشان پيش از بعثت انبيا جز تكليف عقلى نبود ، چون خداى تعالى خواست تا تكليف شرعى كند پيغامبران بفرستاد با كتابها .
* ( وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ) * ، كتاب گفت ، و پيغامبران كه خداوندان كتابند يكى باشند ( 5 ) ؟ از اين چند جواب گفتند : يكى آن كه چون « لام » جنس در او آورد ، جنس صالح باشد يكى را و جمع را . و جواب دوم آن است : اراد مع كلّ نبىّ كتابا ، با هر پيغامبرى كتابى ، چنان كه گفت : فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ( 6 ) . . . ، و معنى آن كه : فاجلدوا كلّ واحد منهم ، و مانند اين بسيار است .
أبو ذرّ غفارى - رحمة اللَّه عليه - روايت كند كه : من از رسول - عليه السّلام - پرسيدم كه خداى تعالى از آسمان چند كتاب فرستاد . گفت : خداى تعالى ( 7 ) پنجاه صحيفه برشيث انزله كرد ، و شيث وصىّ آدم بود . و بر نوح سى صحيفه انزله كرد ، و بر ابراهيم
هامش
( 1 ) . دب : صلوات .
( 2 ) . مج ، دب ، وز ايشان ، آج ، لب ، فق آن .
( 3 ) . دب : ايشان .
( 4 ) . مج ، وز ، دب : بودند ، آج ، لب ، فق : مردم يك ملَّت بودند .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كتابند : بيشاند .
( 6 ) . سورهء نور 24 آيهء 4 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب از آسمان .