و وجهى دگر در معنى آيت آن است كه : من غير [ 270 - ر ] تعب و لا تبعة له فى الدنيا و الاخرة ، و خداى تعالى روزى دهد آن كس را ( 1 ) بى تبعتى در دنيا و بى حسابى در آخرت ، براى آن كه آنچه روزى بود خود موصوف بود به اين صفت چون خداى دهد و نه به آن دهد تا باز خواهد بر آن حساب ، و تبعت روا ندارد .
و وجهى دگر گفتند مراد آن است كه : بىحساب ، يعنى بيش از اندازه استحقاق او ، چه اگر بر وفق عمل او مثلا يا استحقاق او نعمت را باشد اندكى رسد به او ، يا خود نرسد او را چيزى ، و لكن چون بر سبيل تفضّل بود از او آن را اندازه نگاه ندارد ، براى آن كه نه از خزينه اى مىآيد كه ترسند كه برسد ( 2 ) ، اين وجوهى است كه در اين آيت اهل علم گفتند .
وجهى دگر آن است كه : مراد به اين اهل بهشتند كه خداى تعالى ايشان را روزى نه به اندازه و حساب دهد ، بل در هر حالى از احوال بيش از آن كه تمنّاى ايشان باشد به ايشان مىرساند ، براى آن كه آن را انقطاعى نبود - و اللَّه اعلم بمراده .
قوله تعالى : * ( كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً ) * ، حسن بصرى و عطا گفتند : مردمان از عهد آدم تا به روزگار نوح - عليه السّلام - بر يك ملَّت و طريقت بودند . قتاده و عكرمه گفتند : از عهد آدم تا وقت بعثت نوح ده قرن بودند ، و همه بر يك شريعت بودند ، اختلاف كه پيدا شد در عهد نوح - عليه السّلام - پديد آمد ، پس خداى تعالى نوح را بفرستاد .
كلبى و واقدى گفتند : مراد به « ناس » اهل سفينه نوحاند ، آن هفتاد ( 3 ) كه بر دين نوح بودند به او ايمان آورده ( 4 ) كه با او در كشتى بودند ، پس از آن مختلف شدند .
عبد اللَّه عبّاس گفت پيش از ابراهيم - عليه السّلام - مردمان يك ملَّت بودند بر كفر ، خداى تعالى ابراهيم را بفرستاد . بعضى دگر از مفسّران گفتند : مردمان يك ملَّت و طريقت بودند ، در آن معنى كه بر ايشان تكليف نبود و امر و نهى ، خداى تعالى تكليف كرد و پيغامبران را بفرستاد .
و مراد به « امّت » در آيت ، ملَّت است ، چنان كه گفت :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها كه خواهد .
( 2 ) . آج ، لب : نرسد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها مرد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : آوردند .