بنزديك خداى تعالى بهتر و فاضلتر است از جهانى از اين مرد بر باز كرده ( 1 ) * ( وَاللَّه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * ، و خداى روزى دهد آن را كه خواهد بىشمار ، يعنى بىاندازه و بسيار ، و « بىشمار » ( 2 ) ، كنايت است از بسيارى ، براى آن كه هر چه حساب در او شود اندك بود ، اعنى از بسيار به جاى بود كه شمار به او محيط نشود ، اين قول عبد اللَّه عبّاس است ، بر اين قول نفى حساب از او نفى تضييق و تقتير باشد ، و عرب عطاء اندك را محسوب خوانند ، چنان كه قيس بن الخطيم گفت :
أنى سربت و كنت غير سروب
و تقرّب الاحلام غير قريب
ما تمنعي يقظى فقد تؤتينه ( 3 )
فى النّوم غير مصرّد محسوب
وجهى دگر در معنى آيت آن است كه : « به غير حساب » ، اى به غير احتساب و ظنّ و تقدير للمرزوق ( 4 ) ، يعنى نا انديشيده از جايى كه او گمان نبرد ، چنان كه گفت : وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً ( 5 ) ، وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ( 6 ) . . . ، و اين وصفى است روزى را بغايت طيّب و راحت ، چه روزى كه نا بيوسان ( 7 ) باشد مهنّاتر بود ، و اين چنان بود كه قايل گويد : لم يك هذا في حسابي ، اى في ظنّي و تقديري و فيما احسبه و احسبه في نفسي .
و عبد اللَّه عبّاس مىگويد در اين آيت كه : مراد اموال بني قريظه و النّضير ( 8 ) است كه خداى تعالى آن غنيمت نابيوسان ( 9 ) به رسول - عليه السّلام - داد و به مسلمانان .
و وجهى دگر در معنى آيت آن است كه : من غير طلب للمكافات و مراقبة لها ، براى آن كه آن كس كه عطا براى مكافات دهد عرب در حقّ او گويد : فلان يحاسب النّاس على ما يعطيهم و يناقشهم فيما يولَّيهم ، پس نفى حساب عبارت باشد از نفى طمع از مقابله و مكافات .
هامش
( 1 ) . مج ، وز : مرد باز كرده ، دب . پر باز كرده ، آج : مردتن بار كرده ، لب : مرد سرباز كرده .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بىشمارى .
( 3 ) . آج : أوتيته .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر ، المورد .
( 5 ) . سورهء طلاق ( 65 ) آيهء 2 .
( 6 ) . سورهء طلاق ( 65 ) آيهء 3 .
( 7 ) . مج : نا بيوشاند ، وز ، آج : نا هوشان ، دب : نا بيوسا ، لب : ماه و شان ، فق ، مب : باهوشان ، مر : باسوشان .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بنى النّضير .
( 9 ) . آج ، لب : ماه و شان .