كفران كنند . * ( مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْه ) * ، و اين لفظ به كتاب لا يقتر است ، و تأنيث بر لفظ نعمت كرد ، و « فا » به جواب شرط آمد ، و ضميرى كه بايد كه عايد بود با جمله شرطى در او مقدّر است ، و التّقدير : شديد العقاب [ له ] ( 1 ) ، كما هو في قوله : وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ( 2 ) ، و التّقدير انّ ذلك منه ، خداى تعالى سخت عقوبت است او را .
قوله : * ( زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا ) * ، بياراستند براى كافران . عبد اللَّه عبّاس گفت : آيت در شأن ابو جهل هشام آمد و مشركان عرب كه ايشان سخريّت و فسوس كردندى بر درويشان مسلمانان ، و تنعّم كردندى به مالى و معيشتى كه ايشان را بود ، و گفتندى : اگر محمّد ( 3 ) حق بودى ، سادات و اشراف ما او را متابعت كردندى ، نه اين ( 4 ) مشتى ضعفا و مساكين چون عبد اللَّه مسعود و عمّار و صهيب و سالم و خبّاب ، و اين روايت كلبى است از ابو صالح از عبد اللَّه عبّاس .
و مقاتل گفت : آيت در منافقان آمد - عبد اللَّه ابىّ سلول و اصحابش - كه ايشان تنعّم كردندى و از ضعفاى اصحاب رسول سخريّت كردندى ، گفتندى كه : جماعت را ببينى كه محمّد به اينان غلبه خواهد كردن ما را .
عطا گفت : آيت در علما و رؤساى جهودان آمد از بنى قريظه و بنى النّضير و بني قينقاع سخريّت كردند ( 5 ) از فقراى اصحاب رسول ، حق تعالى گفت : من مالهاى ايشان به روزى شما كنم بر سبيل غنيمت بىقتال ، على اسهل الوجوه و ايسرها ، و ذلك قوله في آخر الاية : * ( وَاللَّه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . ) *
مجاهد و حميد در شاذّ خواندند : « زيّن » به فتح « زا » و « يا » ، على تقدير : زيّن اللَّه ، براى آن كه بر قراءت عام معنى هم اين ( 6 ) باشد ، و آنچه با خداى اضافت كنند به اين لفظ كنند كقوله : عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ( 7 ) . . . ، وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ( 8 ) . . . ، و :
هامش
( 1 ) . اساس : زير وصالى رفته ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 43 .
( 3 ) . مب به .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : آن .
( 5 ) . مج ، وز : كردندى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : عام هم اين معنى .
( 7 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 16 .
( 8 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 23 .