خواهد بىشمار .
[ 267 - پ ]
بودند مردمان يك گروه ( 1 ) ، بفرستاد خداى پيغامبران را بشارت دهنده و ترساننده ، و بفرستاد با ايشان كتاب به حق ( 2 ) تا داورى كند ميان مردمان در آنچه ايشان خلاف كنند در آن ، و خلاف نكردند در آن مگر آنان كه به ايشان دادند از پس آن كه آمد به ايشان حجّتها به ظلم ميان ايشان ، راه نمود خداى آنان را كه بگرويدند به آنچه خلاف كردند در آن از حقّ به فرمان او ، و خداى راه نمايد آن را كه خواهد به ره راست .
يا ( 3 ) پنداشتى كه در شوى در بهشت ، و نيامد ( 4 ) به شما مانند آنان ( 5 ) كه گذشتند از پيش ( 6 ) شما به ايشان رسيد سختى و رنج ، و بجنبانيدند ايشان را تا گفت پيغامبر و آنان كه بگرويدند به او كى باشد يارى خداى ، الا يارى خدا ( 7 ) نزديك است .
[ 268 - ر ]
مىپرسند از تو كه چه هزينه كنند ، بگو آنچه هزينه كنى از مال ( 8 ) ، پدر و مادر راست و خويشان را و بىپدران را و درويشان را و رهگذريان را ، و آنچه كنى از نيكى ( 9 ) خداى به آن داناست .
هامش
( 1 ) . فق يك گروه .
( 2 ) . مج ، وز : براستى ، آج ، لب ، فق : بدرستى .
( 3 ) . مج : آيا .
( 4 ) . اساس : بيامد ، مج ، وز : نيايد ، با توجّه به آج ، لب تصحيح شد .
( 5 ) . فق : آن نان .
( 6 ) . مج از .
( 7 ) . مج ، وز : خداى .
( 8 ) . مج : از نيكويى .
( 9 ) . مج پس .