أَمْرُ رَبِّكَ . . . ، معنى آن است كه : يأتيهم امر اللَّه ، او عذاب اللَّه .
و وجهى دگر گفتند : « اتيان » به معنى قصد است ، كما قال اللَّه تعالى : فَأَتَى اللَّه بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ ( 1 ) . . . ، اى قصد اللَّه ، و قوله : فَأَتاهُمُ اللَّه مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ( 2 ) . . . ، اى قصدهم اللَّه ، على تقدير : قصد اللَّه عذابهم . و اين وجوهى است كه در جايى كه حاجت بود اتيان را تأويل كردن ، مأوّل باشد به اين تأويلات . امّا به ( 3 ) اين آيت حاجت نيست ( 4 ) اين وجوه ، چه چون مورد آيت معلوم شد تأويل خود معلوم باشد ، و اتيان بر حقيقت خود است ، مورد آيت تهديد و وعيد است كافرانى را كه ايشان عند نزول آيات و ظهور بيّنات و حجج ايمان نمىآرند .
خداى تعالى گفت : آنچه ممكن است با اينان كرده شد از باب تسهيل سبيل تكليف از اقدار و تمكين و عدّت و ساز و آلت و ازاحت علَّت و نصب ادلَّت و بعثت انبياء و انزال كتب و اظهار معجزات ، و ترادف ادلَّه چنانستى كه حق تعالى گفت :
من اين همه بكردم ايمان نياوردند ، مگر انتظار محالى مىكنند از آمدن من بنزديك ايشان در ظلَّههاى ابر با فريشتگان ، و اين بر سبيل استبعاد و استحاله گفت و قطع طمع رسول - عليه السّلام - از ايمان ايشان . و اين چنان باشد كه يكى از ما بر غلام خود خشم گيرد تا او را ادب كند . چون خواهد كه او را استمالتى كند و يا دست گيرد او را عذرى كند و دل خوشى دهد و گويد : با سر كار خود رو كه از اين پس جفا نيز نكنم تو را ، و نيز تحفه اى دهد او را و آنچه عادت باشد كه در مثل آن جايگاه با ( 5 ) مثل او كنند به جاى آرد ( 6 ) ، غلام صلح نكند و عذر نپذيرد ، خواجه به پاى خود بيايد و سخنها ( 7 ) نيكو گويد و وعدهها نيكو دهد [ غلام با جايگاه نيايد ] ( 8 ) .
خواجه گويد [ 266 - پ ] : هر چه ممكن گردد از استمالت تو كرده شد ، اين مانده است كه سلطان وقت را به شفاعت پيش تو مىبايد آوردن تا تو دل خوش كنى ،
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 26 .
( 2 ) . سورهء حشر ( 59 ) آيهء 2 .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : در .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 5 ) . آج ، مب : يا .
( 6 ) . مب : آورد .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سخنهاى .
( 8 ) . اسا : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .