مىشنويم دستور باشى ( 1 ) كه بنويسيم ؟ رسول - عليه السّلام - گفت :
ا متهوّكون انتم كما تهوّكت اليهود و النّصارى لقد جئتكم بها بيضاء نقيّة و لو كان موسى حيّا ما و سعه الَّا اتّباعي
، گفت : شما متهدّد ( 2 ) و شاكّى چنان كه جهودان و ترسايان ، من به شما دينى آوردهام سپيد و پاكيزه ، و اگر موسى زنده بودى ، او را روا نبودى مگر متابعه ( 3 ) من .
* ( فَإِنْ زَلَلْتُمْ ) * ، من الزّلَّة ، اگر شما را خطايى ( 4 ) كرده شود ، من زلَّة القدم ، اصل آن است كه پاى را بر جاى ثبات نباشد .
مقاتل حيّان گفت : أخطأتم ، سدّى گفت : ضللتم ، يمان گفت : ملتم ، عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد شرك است ، قتاده گفت : خداى تعالى اين آيت بفرستاد و دانست كه از قومى اين زللها حاصل خواهد آمدن ( 5 ) ، و لكن بگفت تا حجّت برانگيخته بود ( 6 ) بر ايشان .
ابو السّمّال ( 7 ) العدوىّ در شاذّ خواند : « فان زللتم » ، به كسر « لام » ، و اين دو لغت است . * ( مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ ) * ، پس از آن كه دلايل و حجّت به شما آيد از أدلَّه عقل و شرع . * ( فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ . ) * عزيز في نقمه ( 8 ) ، در انتقام و كينه كشيدن عزيز است ، كسى را بر فرمان او دست نباشد ، با آن كه عزيز و قوى و منيع است ، حكيم است ( 9 ) محكم كار و درست كردار است . آنچه كند به حسب مصلحت كند ( 10 ) .
* ( هَلْ يَنْظُرُونَ ) * ، معنى آن است كه : هل ينتظرون . و « نظر » ، به معنى انتظار در كلام عرب شايع و بسيار است ، يقال : نظرته ، اى انتظرته ، قال الشّاعر :
فبينا نحن ننظره أتانا
معلَّق شكوة و زنا دراع
يعنى چه گوش مىدارند آنان كه در اسلام نمىآيند گوش آن مىدارند كه خداى به ايشان آيد ؟ * ( فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ ) * ، جمع ظلَّة باشد ، در سايه بانى از ابر سپيد ( 11 ) . و قتاده
هامش
( 1 ) . مب : دستورى ده ، فق ، مر : دستور باشد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : متردّد .
( 3 ) . دب ، لب ، فق ، مب ، مر : متابعت .
( 4 ) . مب رفته باشد يا .
( 5 ) . مر : خواهد شدن .
( 6 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : حجّت انگيخته باشد .
( 7 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : ابو السّماك ، با توجه به منابع تفسيرى تصحيح شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : نقمته .
( 9 ) . مب يعنى .
( 10 ) . مب قوله تعالى .
( 11 ) . مج ، لب ، فق ، مب ، مر : سفيد .